عشق

فقط و فقط عشق

شهر قصه

دیگران را ببخش نه به این علت که آنها لیاقت بخشش

 

تو را دارند به این علت که تو لیاقت آن را داری که آرامش

 

داشته باشی

 

در زندگی گاهی پیش می آید که کسانی را دوست داریم اما آنها ما را دوست ندارند در واقع آنها به عشق ما نیازی ندارند این یکی از دردناک ترین درس های زندگی است

اتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت .

عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 20:17  توسط دنیا  | 

به او بگویید

به او بگویید دوستش دارم با صدایی آهسته

آهسته تر از صدای بال پروانه ها

به او بگویید دوستش دارم با صدایی بلند

بلند تر از صدای پرواز کبوتران عاشق

به او بگویید دوستش دارم با هیچ صدایی

چون فریاد دوستت دارم

نیاز به صدای بلند یا کوتاه ندارد

فریاد دوستت دارم را

میتوان با تپش یک قلب به تمام جهانیان رساند

پس بگذار بدون هیچ شرمی بگویم

«دوستت دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 20:14  توسط دنیا  | 

زیباترین جملات عاشقانه رومانتیک کاربردی

آسمون منو تو یه مدته سیاه شده گفتن دوست دارم کم شده کیمیا شده اون غروری که گذاشته بودیمش یه جای دنج اومده باز توی قلب من وتو خدا شده اون حسادت هایی که اول طعم عاشقی رو داشت حالا انگار ارزشش قد یه ادعا شده اون دسا که داده بودیم توی رویامون به هم تقصیر کیه نمی دونم ولی رها شده ما قرار نبود مثل بقیه زندگی کنیم چرا حرف هامون مث تموم آدما شده گنبد عشق منو تو ضریحاش طلایی بود طلا ها ریخته و جنس گنبدا بلا شده ما رو چشمون زدن ما که با هم بد نبودیم ما چه تقصیری داری

بیا با من دلم تنها ترین است/ نگاهت در دلم شور آفرین است/ مرا مستی دهد جام لبانت/ شراب بوسه ات گیرا ترین است/ ز یک دیدار پی بردی به حالم/ عجب درمن نگاهت نکته بین است/ سخن از عشق ومستی گوی با من/ سخن هایت برایم دلنشین است/ مرا در شعله ی عشقت بسوزان/ که رسم دوستداریها همین است/ نشان عشق را در چشم تو خواندم/ دلم چون کویی آیینه بین است/ به من لطف گل مهتاب دادی/ تنت با عطر گلها همنشین است/ دوست را هم تو باش آغاز وپایان/ که عشق اولی وآخرینست

ای کاش کودک بودم ،تا بزرگ ترین شیطنت زندگیم نقاشی روی دیوار بود. ای کاش کودک بودم ، تا از ته دل می خندیدم، نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم. ای کاش کودک بودم ، تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه تو، همه چیز را فراموش می کردم

عشق افسانه نیست آنکه عشق آفرید دیوانه نیست عشق آن نیست که در کنارش باشی عشق آن است که به یادش باشی

با سیم ناز مژهات یه عمر گیتار میزنم/نگاهتو کوک نکنی من خودمو دار میزنم/چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نیست دلمو به درو دیوار میزنم


آغوش پارکینگی است که جریمه ندارد . . . . بوسه تصادفی است که خسارت ندارد . . . . . . . . چیه دنبالم راه افتادی؟

کاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت کاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت کاش می شد از قلمهایی که بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت کاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگانی بی غلط حتی نوشت کاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود کاین همه ای کاشها بر دفتر دلها نوشت

زندگی مثل یه دیکته اس هی می نویسیم، هی غلط می نویسیم، هی پاک می کنیم دوباره هی می نویسیم، هی پاک می کنیم غافل از اینکه عزرائیل داد میزنه: برگه ها بالا

می گویند ؛ چون بگذشت روزی بگذرد هرچیز با آن روز باز می گویند ؛ خوابی هست کار زندگانی زان نباید یاد کردن.... خاطر خود را بی سبب ناشاد کردن!

فراموش کن آنچه را که نمی توانی به دست بیاوری و بدست آور آنچه را که نمیتوانی فراموش کنی

آنگاه که ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت حس می کنی، به خاطر بیاور که زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است

سکوتم را به باران هدیه کردم/ تمام زندگی را گریه کردم/ نبودی در فراق شانه‌هایت / به هر خاکی رسیدم تکیه کردم.

بی تو مهتاب شبی باز ازآن کوچه گذشتم/همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم/شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم/شدم آن عاشق دیوانه که بودم

فرقی نمی‌کند گودال آبی کوچک باشی یا دریای بیکران ، زلال که باشی آسمان در توست

اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ ...خبرم کن ... بهت قول نمیدم که میخندونمت .ولی می تونم باهات گریه کنم ...اگه یه روز خواستی در بری ...حتماً خبرم کن ،قول نمیدم که ازت بخوام وایسی .اما می تونم باهات بیام ...اما اگه یه روز سراغم رو گرفتی ...و خبری نشد ...سریع به دیدنم بیا ...احتمالاً بهت احتیاج دارم

شب را دوست دارم! چون دیگر رهگذری از کوچه پس کو چه های شهرم نمی گذرد تا سر گردانی مرا ببیند . چون انتها را نمی بینم .تا برای رسیدن به آن اشتیاقی نداشته باشم شب را دوست دارم چون دیگر هیچ عابری از دور اشک های یخ زده ام را در گوشه ی چشمان بی فروغم نمی بیند شب را دوست دارم : چرا که اولین بار تو را در شب یافتم از شب می ترسم : تو را در شب از دست دادم. از شب متنفرم ، به اندازه ی تمام عشق های دروغین با آفتاب قهرم چرا شبها به دیدارم نمی آید؟

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم/ از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم/ تقصیر کسی نیست که این گونه غریبیم/ شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم

انسان با سه بوسه تکمیل می شود 1-بوسه مادر که با آن با یه عرصه خاکی می گذاری 2- بوسه عشق که یک عمر با آن زندگی می کنی 3- بوسه خاک که با آن با به عرصه ابدیت می گذاری

همیشه غمگین ترین و رنجورترین لحظات انسان توسط کسی ساخته می شود که شیرین ترین و شاد ترین لحظات را برای او ساخته است

هیچوقت کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست نده همیشه سعی کن غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی

باز باران بی ترانه***گریه هایم عاشقانه***می خورد بر سقف قلبم***یاد ایام تو داشتن***می زند سیلی به صورت***باورت شاید نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فکر آنکه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توی دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت

اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای ، به خاطر بیاور زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دید

دوستی شوخی سرد آدمهاست بازی شیرین گرگم به هواست واسه کشتن غرور من و تو دوستی توطئه ثانیه هاست

زندگی قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه برای تو باشه... دلتنگی قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشی قشنگی

دنیا 3تا دوست دارم... خورشید، ماه و تو. اولی رو برای روزم میخوام /دومی رو واسه‌ی شبم میخوام / ولی تو رو برای تک تک لحظه‌های زندگیم میخوام تنهای تنه

دیگه یار نمی خوام وقتیکه می بینی عشق دوروغه چراغش بی فروغه آخه وقتی که وفا نیست عشقو عاشقی چیست؟؟؟

مهربانی را در نگاه منتظر کودکی دیدم که آبنباتش را به دریا انداخت تا آب شیرین شود

شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی... سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی

نجوم نخوندم, ولی می دونم تو هفت آسمون یه ستاره ندارم... ***** فیزیک نخوندم, ولی می دونم « هر عملی را عکس العملی است...» غیر از عشق من به تو و می دونم که واحد اندازه گیری عشق, ژول و کالری و وات و... نیست ***** زیست شناسی نخوندم, ولی می دونم قلب همون دله که می تونه برای یه نفر تنگ بشه یا تندتر بزنه

می دونی طاقت جداییو ندارم با تو من مثل صد تا بهارم می خوام که نری تو از کنارم ازت زیاد خاطره دارم می خوام اسمتو من نفس بذارم از تو بگم در سایه سارم هر جا بری من دوسِت می دارم از عاشقای این دیارم به یاد شبای زیر بارون که خیس میشد تموم سر و پاهامون شبا همش من خواب تو رو می بینم بین هفت تا آسمون رو زمینم

بنام خدای عاشقان: کاش می شد عشق را تفسیر کرد/ کاش می شد عمر را تکثیر کرد/ روی این گردونه نا مهربان/ گرمی مهر تو را تصویر کرد

فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدن

خوشبخت ترین پسر کسیست که اولین عشق یه دختر باشد و خوش بخت ترین دختر کسیست که آخرین عشق یک پسر باشد

وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه وقتی دلت خواست ازغصّه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته

عشق مثل یک ساعت شنی می ماند همزمان که قلب را پر می کند مغز را خالی می کند!!

زیباترین گل با اولین باد پاییزی پرپر شد، باوفاترین دوست به مرور زمان بی‌وفا شد، این پرپر شدن از گل نیست و این بی وفایی از دوست نیست، از روزگار است...

همیشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر آنقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره جلوی همه گریه کنه

دلی گفت: که آخر چه بود حاصل من؟ عشق فرمود: تا چه بگوید این دل من! عقل نالید: کجا حل شود این مشکل من؟ مرگ خندید: در این خانه‌ی ویرانه‌ی من!

نمی‌نویسم، چون می‌دانم هیچ گاه نوشته‌هایم را نمی‌خوانی، حرف نمی‌زنم، چون می‌دانم هیچ گاه حرف‌هایم را نمی‌فهمی، نگاهت نمی‌کنم، چون تو اصلا نگاهم را نمی‌بینی، صدایت نمی‌زنم، زیرا اشک‌های من برای تو بی‌فایده است، فقط می‌خندم، چون تو در هر صورت می‌گویی من دیوانه‌ام

رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران می ماند

خدایا: من گمشده ی دریای متلاطم روزگارم و تو بزرگواری! پس ای خدا! هیچ می دانی که بزرگوار آن است که گمشده ای را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج یاری تو ، رحمت تو ، توجّه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهربانی تو ، و در یک کلام ... محتاج توام !

دیشب ندیدی که چه محشر کردم/ با اشک تمام کوچه را تر کردم/ دیشب که سکوت دق مرگم می کرد/ وابستگی ام را به تو عادت کردم

عشق یعنی خاطرات بی غبار/ دفتری از شعر و از عطر بهار/ عشق یعنی یک تمنا یک نیا/ز زمزمه از عاشقی با سوز و ساز/ عشق یعنی چشم خیس مست او/ زیر باران دست تو در دست او

اجازه هست خیال کنم تاآخرش مال منی؟ خیال کنم دل منو با رفتنت نمی شکنی اجازه هست خیال کنم بازم میای می بینمت بااون چشمای مهربون دوباره چشمک میزنی طپش طپش باچشمکت غزل بگم برای تو بااتکا به عشق تو تو زندگی برم جلو

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ... تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ... تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم ... تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست.... تنهایی را دوست دارم زیرا.... در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد

عشق رازی است مقدس. برای کسانی که عاشقند،عشق برای همیشه بی کلام می ماند؛اما برای کسانی که عشق نمی ورزند،عشق شوخیِ بی رحمانه ای بیش نیست

چشمانت را برای زندگی می خواهم اسمت را برای دلخوشی می خوانم دلت را برای عاشقی می خواهم صدایت را برای شادابی می شنوم دستت را برای نوازش و پایت را برای همراهی می خواهم عطرت را برای مستی می بویم خیالت را برای پرواز می خواهم و خودت را نیز برای پرستش

باد که میاد آروم آروم قاصدک هارو میاره/ دلم میگه خدا کنه باز خبر از تو بیاره/ چشام همش تا به سحر به یاد تو خواب نداره/ خاطره ها جون می گیره باز تو رو یادم بیاره

فریاد من سکوت کردن است...ابراز عشق من قهر کردن است...شادی من گریه کردن است...امّا وقتی تو را میبینم از شادی عشق مو با فریاد ابراز می کنم

دوست داری بگم میخواهم هر روز صبح با صدات بیدار شم بعد بگم با ساعتم بودم ؟ دوست داری بگم چرا رفتی بعد بفهمی با برق بودم ؟ دوست داری بگم هر جا باشی پیدات میکنم بعد بفهمی با دسته کلیدم بودم ؟ دوست داری بگم دوست دارم بعد فکر کنی ... نه دیگه – این دفعه با خودت بودم

یه سنگ کافیست برای شکستن یه شیشه! یه جمله کافیست برای شکستن یه قلب! یه ثانیه کافیست برای عاشق شدن! یه دوست مثل تو کافیست برای تمام زندگی

برف از آسمون خسته می شه, زمستون بهونست برگ از درخت خسته میشه, پاییز بهونست, دلم برات تنگ می شه آف بهونست

می دونی طاقت جداییو ندارم با تو من مثل صد تا بهارم می خوام که نری تو از کنارم ازت زیاد خاطره دارم می خوام اسمتو من نفس بذارم از تو بگم در سایه سارم هر جا بری من دوسِت می دارم از عاشقای این دیارم به یاد شبای زیر بارون که خیس میشد تموم سر و پاهامون شبا همش من خواب تو رو می بینم بین هفت تا آسمون رو زمینم

گفتمش: دل می‏خری؟! پرسید چند؟! گفتمش: دل مال تو، تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی خاک افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود

اگر قرار بود تو دنیا جای چیزی باشم،،، دوست داشتم جای اشک رو گونه هات باشم،،، تو چشات متولد بشم ،،، رو پلکات جون بگیرم،،، رو گونه هات جاری شم،،، رو لبات بمیرم..... تا بدونی چقدر دوست دارم

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست، بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند و تو از اون رسم محبت بیاموزی

دیروز در دادگاه دلم/ مغز من قاضی بود/ متهم قلبم بود/ جرم من عشقم بود/ عشق من یاد تو بود/ حق من اعدام بود

بوسه تنها تصادفی است که پلیس راه ندارد. دریای غم تنها دریایی است که ساحل ندارد. قلب تنها چیزی است که شکستنش صدا ندارد. عاشقی تنها دردی است که درمان ندارد

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وکیلم دلم و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان. قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد و پس محکوم شدم به تنهایی و مرگ . کنار چوبه ی دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم و ومن گفتم به تو بگویند ... دوستت دارم

کاش می شد عشق را ابراز کرد/ یا که عشق را با سحر آغاز کرد/ لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت/ گر خوشم یا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت

من می خوام کبوتر دل تو رو اسیر کنم/ این دل تشنه رو از چشمه عشقت سیر کنم/ بزنم به موج دریای خیال عشق تو/ باقی عمرم و عاشقونه با تو پیرکنم!

می‌گویند سه چیز زاده عشق نیست: جدایی، سفر، فراموشی، ولی آن زمان که تو مرا تنها گذاشتی و فراموشم کردی من لحظه لحظه عاشقت شدم

دوست آن نیست که هر لحظه کنارت باشد، دوست آن است که هر لحظه به یادت باشد.

عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یک نفر یا بزرگ کردن یک نفر به اندازه دنیا!

عشق یعنی دستهایم ماله توست/ چشمهای خسته ام دنبال توست/ عشق یعنی ما گرفتار همیم / دوستدار هم طرفدار همیم/ هرچه میخواهد دلش آن می کند میکشد مارا و کتمان میکند/ عشق غیر از تاولی پر درد نیست/ هرکس این تاول ندارد مرد نیست/ آمدم تا عشق را معنا کنم/ بلکه جای خویش را پیدا کنم/ آمدم دیدم که جای لاف نیست/ عشق غیر از عین و شین و قاف نیست/

شیشه ای می شکند... یک نفر می پرسد...چرا شیشه شکست؟ مادر می گوید...شاید این رفع بلاست. یک نفر زمزمه کرد...باد سرد وحشی مثل یک کودک شیطان آمد. شیشه ی پنجره را زود شکست. کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرور شکست، عابری خنده کنان می آمد... تکه ای از آن را برمی داشت مرهمی بر دل تنگم می شد... اما امشب دیدم... هیچ کس هیچ نگفت غصه ام را نشنید... از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من از شیشه ی پنجره هم کمتر است؟دل من سخت شکست اما، هیچ کس هیچ نگفت و نپرسید چرا

زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده و کوچک آن هم از دست کسی که تو دنیا را جز با او وجز برای او نمی خواهی

تو که بالا بلند و نازنینی/ تو که شیرین لب و عشق آفرینی/ کنارم لحظه ای بنشین چه حاصل/ که فردا بر سر خاکم نشینی

زندگی سه چیز است: اشکی که خشک میشود! لبخندی که محو میشود!یادی که میماند و فراموش نمیشود

دوستی با هر که کردم خشم مادر زاد شد،آشیان هر جا گزیدم خانه ی صیاد شد ، دوستی با هر که کردم مظهر نیرنگ شد ،ظاهرش زیبا ولی در باطنش صد رنگ شد

عاشقت خواهم ماند..............بی آنکه بدانی. دوستت خواهم داشت ................بی آنکه بگویم . درد دل خواهم گفت............بی هیچ کلامی . گوش خواهم داد ....................بی هیچ سخنی . در آغوشت خواهم گریست.......بی آنکه حس کنی . در تو ذوب خواهم شد ...........بی هیچ حرارتی . این گونه شاید احساسم نمیرد

آسمان را بنگر و به سکوت پر رمز و رازش بیاندیش ستاره ی خود را در آسمان زندگیت پیدا کن و به سمت آن ستاره حرکت کن. نگران راه مباش، آنکه ستاره را برای تو آفرید راه رسیدن به آن را نیز نشانت خواهد داد.

اگر کلمه دوستت دارم قیام علیه بند های من و توست ، اگر کلمه دوستت دارم نمایشگر عشق خدایی من نسبت به توست ، اگر کلمه دوستت دارم راضی کننده و تسکین دهنده قلبهاست ، اگر کلمه دوستت دارم پایان دهنده جدایی هاست ، اگر کلمه دوستت دارم نشانگر اشتیاق راستین من نسبت به توست ، اگر کلمه دوستت دارم کلید زندان من و توست ، پس با تمام وجود فریاد می زنم دوستت دارم.

سلام عزیز مهربون اجازه هست بشم فدات...؟ اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟ شب که میاد یواش یواش با چشمک ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره کش برم برات..؟ اجازه هست بیای پیشم یه کم بگم دوست دارم؟ تو هم بگی دوسم داری بارون بشم دل ببارم بریم تو باغ اطلسی بی رنج و درد بی کسی بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بذارم اجازه هست خیال کنم تا آخرش مال منی..؟ خیال کنم دل منو با رفتنت نمی شکنی

دلخسته از امروز و فردای بهارم چیزی شبیه باد و باران کوله بارم باران نمی بارد ولی امشب به جای یک آسمان بی تو نشستن گریه دارم در دفتر بی سرنوشتیهای دنیا من چکنویس برگهای روزگارم شیرین تویی. فرهاد باشم یا نباشم یک بیستون سرد و خالی درد دارم

شکایت عشق ندیدی چشمهایم زیر پایت جان سپرد آخر گلویم از صدای های هایت جان سپرد آخر نفهمیدی صدایم بغض سنگینی به دوشش بود به دوشش بود اما از جفایت جان سپرد آخر نترسیدی بگوید عاشقی نفرین به آیینت که از چشمان جادویت خدایت جان سپرد آخر نمی دانی و می دانم که می دانم نمی دانی که دل در خواهش آن انزوایت جان سپرد آخر چقدر عزلت نشینی از برای یار دلگیر است بخوان شعرم که شعرم در هوایت جان سپرد آخر ... فریاد

چقدر عجیبه که تا مریض نشی کسی برات گل نمی یاره تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه تا فریاد نکشی کسی به طرفت بر نمی گرده تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمی یاد و تا وقتی نمیری کسی تورو نمی بخشه

به جرم اینکه خیلی ساده بودم/ به زندان دلت افتاده بودم / اگر چه حکم چشمانت ابد بود/ برای مرگ هم آماده بودم

روزگاریست همه عرض بدن می خواهند# همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند# دیو هستند ولی مثل پری می پوشند# گرگ هایی که لباس پدری می پوشند# آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند# عشق ها را همه با دور کمر می سنجند# خوب طبیعیست که یکروزه به پایان برسد# عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد....

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 20:13  توسط دنیا  | 

سخنی از بزرگان

گذشت را می توان در مورد آدمها به کار گرفت اما باید دانست این درس از آن آدمهاست نه کشورها ، سکوت در مقابل وحشی گری دشمن هیچگاه درست نیست . ارد بزرگ



«کارما» گواه جاودان آزادی انسان است اندیشه‌‌ها و گفتار و کردارمان تارهای پیله‌ای است که پیرامون خود می‌‌تنیم . سوامی ویو کاناندا



دانای فرزانه بی‌آنکه گام سپارد، می‌داند بی‌آنکه بنگرد، می‌بیند بی‌عمل، سامان می‌دهد . لائو تسه



نرمدلی و نرمش منش آدمی است و سنگدلی و سختسری منش اهریمن.  ارد بزرگ



بیشتر کسانی موفق شده اند که کمتر تعریف شنیده اند . امیل زولا



دو اشتباه بسیار بزرگ یکی این است که قبل از موعد اقدام به عمل کنیم و دیگری این است که فرصت مناسب را از دست بدهیم . کوئیلو



فروتنی در برابر گردنکشان اشتباهی بزرگ است . چرا که این کار آنها را گستاختر و بی پرواتر می نماید . ارد بزرگ



آنکه کارهایم به دست اوست، یار وفادار من است، از هر تعلق و دلبستگی بری است و به هر موجودی مهر می ورزد. او به سویم می آید . اگاواد گتیا



اگر غذایی نامطبوع بخوری، آبی ناگوار بنوشی و بر خم بازوانت بالین بسازی، هنوز می توانی سرور و شادمانی را بیابی . کنفسیوس



فروتنی زمانی هویدا می گردد که آدمی از کوهستان وجودش پایین آمده و یا در حال فرود آمدن است . ارد بزرگ



غفلت بورزید تا سرگشته بمانید. بجویید تا بیابید! . منسیوس



آنگاه که هنر خوار می گردد جادو ارجمند می شود . فردوسی خردمند



خوش نامی بزرگترین فر و افتخار هر آدمی است . ارد بزرگ



اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی از این که چرا گفتم. سعدی



به راستی که شماری بسیار از مردم با یاوه گویی های خود نشان می دهند که میان تهی هستند اما اندکی از آنان نیز با سکوت خود نشان می دهند که الهی هستند. تاولر



شایستگان با گذشت هستند و بخشنده . ارد بزرگ



فصیح ترین زبان عمل است . شکسپیر



از دیروز بیاموز برای امروز زندگی کن و امید به فردا داشته باش . آلبرت انیشتن



هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند از پویندگی ما جلوگیری کند . ارد بزرگ



ای سالک ، یکی یکی ، قدم به قدم . راهی نیست . راه با پیمودن پدید می آید . با پیمودن است که راه را می سازی ، و اگر واپس بنگری ، هر آن چه میبینی ، فقط رد گام هایی است که روزی پاهایت دوباره آنها را می پیماید . ای سالک ، راهی نیست ، راه با پیمودن پدید می آید . آنتونیو ماچادو



تنها نشان زندگی رشد کردن است . جان هنری



خنده های بلند و پیگیر ، نفیر فرا رسیدن هنگامه رنج و سختی ست.  ارد بزرگ



صداقت نخستین فصل دفتر دانایی است . تامس جفرسن



کسی که می تواند انجام می دهد و کسی که نمی تواند به دیگران یاد می دهد . جرج برنارد شاو



هیچ کدام از ما ، همه چیز را در اختیار نداریم پس به هم نیازمندیم برای برآوردن نیازهایمان باید به ادب میدان دهیم . ارد بزرگ



آنچه سبب امنیت روح می شود ایمان است . گارودی



از پیروزی تا سقوط فقط یک ثانیه فاصله است . ناپلئون



خاموشی بیشه نبرد ، فریادها در سینه دارد .  ارد بزرگ



پرسش های ما افکار ما را می سازند. آنتونی رابینز



خود را به لحظه اکنون بسپار و امکانات آن را در خود راه بده تصویر ذهنی خود را از آن چه باید باشد رها کن تعابیر ، پیش فرض ها و پیش داوری های خود را رها کن دست از کنترل وقایع و رویدادها بردار و آن ها را به حال خود رها کن. رها کن حال شرایطی فراهم آورده ای تا اعجاز در آن ظهور کندحال دریچه ای گشوده ای تا ناشناخته ها امکان ورود پیدا کنند حال در قلب خود جایی برای عشق و شور زندگی باز کرده ای . باربارا دی آنجلیس



بریدن یک پیوند پاک ، فرو ریزی دهشتناکی ست . ارد بزرگ



آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی، بکوش که کمال آنچه هستی باشی . دی سلز



دوستی مهم ترین نیکبختی انسان است. هیوم



تنها بی باکی ارزشمند است که ریشه در پاکی و سرشت نیک آدمی دارد . ارد بزرگ



فصیح ترین زبان ، عمل است. مارلو



سخن را زیوری جز راستی نیست. جامی



پیوند پاک ، پیوندی ابدی است . ارد بزرگ



آرزو کردن شرط نیست ، شرط ، تحقق آرزو ست. داوینچی



به زیبائی بیاندیش ، نه برای انگیزش ، که در جهت تعالی . زیبائی به هر جا آرامش می آورد ، چه دست ساز انسان چه طبیعی. پاول ویلسون



فریاد سیمای آغازین هر شورش و رستاخیزیست ، پژواک آن آینده را می سازد . ارد بزرگ



دلت را آنچنان تمیز کن ، که ظرفت را . مثل چینی



وقتی به دنبال هدف تازه ای می روید و با مانعی مواجه می شوید ، به یاد آورید که از این موانع ، قبلاٌ هم در زندگیتان بوده است و بر آنها غلبه کرده و موفق شده اید! . آنتونی رابینز



آدمیانی که طبیعت خویش را نابود می کنند براستی بی ریشه و مزدورند . ارد بزرگ



شور زندگی ترانه ای است که عشق می سراید شور زندگی همان عشق است که به حرکت در آمده است عشق و شور زندگی هنگامی نصیب تان می شود که آتش عشق را گرامی بدارید و بیاموزید که همواره آن را روشن و فروزان نگه دارید . باربارا دی آنجلیس



این خوبی که در ماست ؛ کار خداست. کنفوسیوس



خود کامگان در ژرفنای وجود خویش گم می شوند . ارد بزرگ



هنگامی که مصمصم به عمل شدید ، باید در های تردید را کاملا" مسدود سازید. . نیچه



آفتاب به گیاهی حرارات میدهدکه سرازخاک بیرون آورده باشد تولستوی



آدمی ریشه در خاک و طبیعت زیبا دارد آنانی که پاکروانند نسیم دل انگیز این زیبایی اند . ارد بزرگ



هشت بار که افتادی ، برای هشتمین بار برخیز . مثل چینی



خنده مصائب و مشکلات زندگی را کوچک و آلام روحی را محو می نماید. . ژول سیمون



بی باکی گله ، ناشی از چوپان بیدار است . ارد بزرگ



بهترین کارها این است که درجوانی دانش اندوزی و در پیری بکاربری. بوذرجمهر



ممکن است دروغ یکسال بدود ولی راستی در یک روز از او جلو می افتد. مثل افریقائی



طبیعت زنده و پویاست نکوداشت آن ، گرامی داشتن ریشه گاه آدمیان است . ارد بزرگ



سوالهای هر کس بیش از جواب هایش اورا می شناساند. ولتر



تجربه ، مدرسه ای است که محصلین خود را با قیمتی گران ، بار می آورد. فرانکلین



خودت را بشناس اما به آن مبال  . ارد بزرگ



خط مستقیم ، نه تنها در هندسه ، بلکه در اخلاقیات هم کوتاه ترین راه است . راسل



در میان همه آلام و مصیبت ها تنها یاد خداوند انسان را تسلی می دهد. جرجی زیدان



اسطوره ها بی باکند ، آنها خوی برتر خویش را  به آیندگان هدیه می دهند . ارد بزرگ



غیر ممکن ها را انجام دادن نوعی لذت است . والت دیسنی



انسانیت نیازمند حقیقت است . بیکن



خودآختگی قابلیتی است که بسیاری ندارند . ارد بزرگ



تنها زندگی ارزشمند است که صرف دیگران شود . آلبرت انیشتن



رُلهایی که در صحنه زندگی به عهده ما واگذار شده است به انتخاب و اختیار ما نبوده و تنها وظیفه ما این است که آنها را به خوبی بازی کنیم . اپیکتت



برای کسب خرد ، سختی را بر خود هموار کن .  ارد بزرگ



چاره ترس روبرو شدن با چیز ترس آور و تماشای آن است . روتر فورد



بیم و امید همیشه توام با هم هستند . لاروشفوکو



مهرورزی و ستایشگری درمان بسیاری از دردهای آدمیان است . ارد بزرگ



ای بشر بی شعوری که نمیتوانی کرمی را بیافرینی .... با این وجود یک دو جین خدا میسازی . مونتنی



هرگز با پو ل نمیتوان یک سرباز خوب ، معلم خوب ، هنرمند خوب، یا یک کارگر خوب ساخت .. . جان راسکین



بی باک به آرمان خویش می اندیشد آرمان هویدا او را رویین تن می سازد . ارد بزرگ



سعادت مثل پروانه ایست که روی برگهای گل به خواب رفته باشد . به مجرد اینکه نزدیکش بروی بالهای خود را باز کرده و در فضا پرواز می کند . آندره تواید



عمری را تلف کردم تا بفهمم فهمیدن همه چیز لازم نیست . رنه کوتی



من با عشق به تو تنها به میعادگاهم می آیم ، اما این من ، در ظلمت کیست کنار می آیم تا از او دوری کنم ، اما نمی توانم از او بگریزم ، او وجود کوچک خود من است ، آقا و سرور من . حیا و شرمندگی نمی شناسد و شرمنده ام که همراه با او به درگاه تو آمده ام . رابیندرانات تاگور



سکوت بهترین تحقیر است. برنارد شاو



ستایشگری آگاهانه ، چاپلوسی نیست چرا که خیلی زود ریشه ستاش شونده خاکی تازه را در دور ریشه خویش می یابد و در پس روزها این کار به بار خواهد نشست ، میوه تازه آن بسیار بهتر از گذشته خواهد بود . ارد بزرگ



خود را فدا کنیم بهتر است تا دیگران را نابود کنیم. گاندی



یک خانواده خوشحال چیزی جز یک بهشت زود رس نیست. برنارد شاو



نامداری که خود را به خواری می افکند ، هزاران دل آویخته به دامان خویش را نیز به خاک می کشد . ارد بزرگ



فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و آوای نوش نخواهند شنید . فردوسی خردمند



اگر سخن چون نقره است، خاموشی چون زر پربهاست. لقمان



نگذاریم تقویم وساعت ، این حقیقت را یادمان ببرد که لحظه لحظه زندگی ، یک معجزه است و در پس آن ، حقیقتی . اج - جی - ولز



ستایشگری هنر است هنری که با آن می توان ناراست ترین آدمیان را هم دلپسند نمود . ارد بزرگ



بیشتر مردم دعا نمی کنند فقط التماس می کنند. برنارد شاو



به تجربه آموختم که انسانها هرگز از تجربه چیزی نمی آموزند. برنارد شاو



نامداران ابتدا از نام خویش گذشته اند . ارد بزرگ



بهترین سیاست صداقت است. سروانتس



برکت عمر را در روشنایی چشم و فرح دل را در مشاهده نیکوان دانید . عبید زاکانی



از پس پشیمانی می توان راههای تازه ایی را برای نجات یافت . ارد بزرگ



زندگی یعنی جستجوی دائم . لامارتین



تنهایی در بهشت هم ارزشی ندارد . برنارد دوسن پیر



بزرگداشت توان نیروهای جوان را نیز دو چندان می کند . ارد بزرگ



هرگاه بتوانم بعد از هر شکست لبخند بزنم شجاع خواهم بود. ناپلئون بناپارت



برای انسان تیره بخت، مرگ تخفیف در مجازات زندان زندگی است . الکساندر چیس



استخوان بندی شهرها در دیوار است و بزرگداشت . ارد بزرگ



طبیعت هنر خداوند است. دانته



از دیروز بیاموز. برای امروز زندگی کنو امید به فردا داشته باش. آلبرت انیشتن



پشیمانی که ما را به راه راست نکشاند ، هیچ ارزشی ندارد . ارد بزرگ



رقابت تا زمانی پسندیده است که کار به حسادت نکشد. دکارت



زمان استادبزرگی است که بسیاری ازمشکلات را حل می کند. کرنی



بزرگداشت آدمیان ، رشد فرهنگ را در پی دارد . ارد بزرگ



ثروتمند واقعی کسد است که بخششی داشته باشد. کسی که از این عمل امتناع کند مسکینی بیش نیست. سوجین



ابلیس مانند نیکخواهان پیش می آید ، ابتدا عهد و پیمان می گیرد ، سپس راز می گوید . فردوسی خردمند



بزرگداشت کسانی دیدنیست ، که از دیدگان مردم بسیار دورند . ارد بزرگ



دوستت دارم ؛ نه به خاطر شخصیت تو ؛ بلکه به خاطر شخصیتی که در هنگام با تو بودن پیدا می کنم . گابریل گارسیا مارکز



بیشترین تأثیر افراد خوب زمانى احساس مى شود که از میان ما رفته باشند. امرسون


تاریخ تکرار بى پایان خطاهاى زندگى است. لورنس دورل



تا ساختارها سامان نیابد رشدی هویدا نمی گردد . ارد بزرگ



سرانجام کشف شد که صاحب بیمارترین افکار و خشن ترین قلبها مردانی هستند که زود به زود عاشق می شوند. روسکین



گوش شنونده همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است . فردوسی خردمند



رایزن کسی است که می تواند از درون پیچیده ترین مشکلات ، ساده ترین و بهترین راهها را بیابد . ارد بزرگ



سربر گریبان فرو بر، از دل خویش بپرس آنچه را که مى داند. شکسپیر



دانش اقتصادی چیز شیرینی است اما برای اقتصادانان در این معقوله هیچ دینامیت هیجان یا کششی در آن پیدا نمی شود بخصوص در مقابل آنانی که بدنبال رویا و آرزوهای بزرگ می روند و سعی می کنند آنرا انجام داده و کنترل کنند!!! . فرانس ویدربئرگ



در تصور من زندگی مانند نقطه ای روشن در تاریکی ست . شل استاه



هیچ کس به خرد غایى نرسد، مگر آن را در خود جست وجو کند. اینشتین



نیرومندترین ساختارها ، نرم ترین آنهاست ، ساختارهای خشک و سخت خیلی زود نابود می گردند . ارد بزرگ



تاریخ حقیقتى است که سرانجام به افسانه و افسانه دروغى است که سرانجام به تاریخ مى پیوندد.جین کاکتیو



انسان تنها یکبار زندکی میکند درنتیجه , امکان آن بسیار کم خواهد بود که چیزی را دوبار تجربه کند که بیشترین شوق و هیجان را باو میداد!!! . لانگه لونینگ


هر حرفی راز نیست ، اگر سخنی را راز می دانید آن را به کسی نگویید و اگر گفتید دیگر نگویید این را به کسی نگو ! چرا که خود شما توان نگهداری آن را نداشته اید چه برسد به شنونده سخن شما . ارد بزرگ



از آنجایی که می توانیم آینده را کنترل کنیم نباید آن را پیش بینی نماییم ( درست همانطوری که هوای درون خانه را پیش بینی نمی کنیم زیرا آن را کنترل می کنیم).تا آنجایی که می توانیم به تغییراتی که نه برآنها کنترل داریم نه انتظارشان را داریم (مثل راندن اتومبیل) واکنش فوری و موثر نشان دهیم ، به پیش بینی آن نیازمند نیستیم.هرچه بیشتر بتوانیم خود را با چیزی که کنترلی بر آن نداریم سازگار کنیم ، نیازمان به کنترل آن کمتر می شود. راسل ایکاف



برای شاد کردن دیگران ،آرزوهایشان را بفهم . اپیکور



اگر قرار است قانونی برای شاد بودن داشته باشید، بگذارید این باشد: برای شاد بودن من لازم نیست حتما چیزی در زندگی ام رخ دهد. من شادم برای این که زنده ام! زندگی موهبتی است که به من داده شده و من از آن لذت می برم. مجله سبز



آدمهای کوچک ، رازهایشان هم کوچک است . ارد بزرگ



آرامترین کلماتند که طوفانی را با خود به همراه می آورند . افکاری که با پای کبوتران پیش می آیند جهان را مسخر می سازند . نیچه



مسلم است که در زندگی بسیار ساده تر است که انسان به داخل شهر رفته در رستورانی ساکت وآرام به آسوده گی بنشیندونوشیدنی خود را بآرامی بنوشد در زمانیکه اساس زندگی بر پایهء تلاش جهد وسازنده بنا شده است!!! . آریلد نیگوست



من فکر میکنم هیچ احساسی رهائی و آزادی بیشتری را به کسی نخواهد داد وقتی که جرأت کنی در زندگی بمانند یک اتومبیل مجدد بچرخی و دور بزنی!!! . ماریه بونه ویس



همواره سودجویان خود را نگهبانان راستین فرمانروا می دانند . حال آنکه فرمانروای پاکزاد ، به شمار مردم خویش پاسبان دارد . ارد بزرگ



من احساس میکنم همواره بدنبال چیزی هستم که هرگز نخواهم یافت!!! . أوله نوئرر



اگر شغلی داری که هیچ سختی در آن نیست پس بدان که اصلاً شغل نداری. ماکلوم اس فوربس



بسیاری افراد زمان زیادی را صرف می کنند تا زندگی خود را بسازند بی آنکه بدانند در این جستجو هرلحظه در حال زندگی کردن هستند!!! . پئر بُورتن




فرمانروای اندرزگو شایسته فرمانروای نیست تنها آنانی شایسته اند که اهل کارند . ارد بزرگ



برای من سفر مانند مجازاتی ست که بخود می دهم در زمانی که زندگی در نگاهم بسیار آزار دهنده و تلخ می شود!!! . برگلیوت هوبک هاف



پول در تمامی دنیا مانند یک بیماری ویروسی است که مردم دنیا نمی توانند از شر آن خلاص شوند!!! . جورج آپنس



رابطه من با پول ، این گونه است که من هرگز اهمیتی به آن نمی دهم . اینگوارد آمبیورسن



خواست فرمانروا باید هم آهنگ با مردم باشد پیشداری او  به نابودی اش می انجامد . ارد بزرگ



سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم، بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم. مارکوس گداویر



بیشتر بدبختی های ما قابل تحمل تر از تفسیرهایی است که دوستانمان درباره آنها می کنند . کولتون



برای من بزرگترین مسئله دو جانبه در زندگی این است که عاشق کسی باشم که عاشقانه دوستم دارد! . ماریا مُراستُود



فرمانروای دانا ، زخم خورده را بر هیچ کار دیوانی نمی گمارد . ارد بزرگ



داشتن یا بدست آوردن کسی آنقدر ها مهم نیست آنچه مهم است این است که عاشقانه یکدیگر را دوست داشته باشند ! . اوآ سی دبرِرگ



من فکر میکنم همه زندگی رویائی ست از عشق! . أوله پاسه



من میدانم که من زیباترین عشق خود را در یک کتابخانه ملاقات خواهم کرد! . هاوارد سیلته



بیچاره مردمی که فرمانروایانش  رایزن ! ، و رایزنانشان فرمانروا هستند .  ارد بزرگ



جز مرگ را ، هیچ کسی از مادر نزاد . فردوسی خردمند



در میان ملکات ذهنی ، حافظه بیش از همه می شکفد و پیش از همه می میرد . کولتون



خوشبختی میان خانه ی شماست، بیهوده آن را در میان باغ دیگران می جویید. مارک اورل



مادر و پدر ، زندگیشان را با فروتنی به فرزند می بخشند .  ارد بزرگ



راز خوشبختى در این است که بدانید دیگران دلیل خوشبختى شما هستند. لرد تنیسون



آدم های حقیر،انسانهای والا را دیوانه میپندارند. چرا که این انسانها سرشت نامعقول تری داشته و به سمت چیزهای استثنائی جذب میشوند:چیزهایی که هیچ جذابیتی برای بسیاری از مردم ندارند . فردریش نیچه



هرکسی درس مخصوص به خود را می گیرد. ما می توانیم به سه طریق واکنش نشان دهیم
زندگی من مجموعه ای از درسهایی است که به آن نیاز دارم، درسهایی با نظم و ترتیب تمام در زندگی ام روی می دهد.( این سالمترین برخورد است و حد اکثر آرامش ذهن را تامین می کند.)
زندگی یک مسابقه بخت آزمایی است اما من از هر اتفاقی که در زندگی روی می دهد نهایت استفاده را می برم (این دومین انتخاب خوب است و کیفیت متوسطی را به زندگی می بخشد)
چرا همیشه همه بلاها سر من می آید؟ (این طرز برخورد نهایت ناکامی و بدبختی را تضمین می کند)
ما در زندگی مرتبا با درسهای تازه ای روبرو می شویم و تا زمانی که درسی را یاد نگیریم مجبور به گذراندن دوباره آن هستیم. آندرو متیوز



مردم به دنبال گزارش روزانه فرمانروایان نیستند! آنان دگرگونی و بهروزی زندگی خویش را خواستارند !! . ارد بزرگ



در زندگی هیج چیز مهم تر از این نیست که با قلب خود در صلح باشی. نینا کارین مونسن



من هرگز اجازه نخواهم داد پول مانع کاری شود که می خواهم انجام دهم!!! . کارستن ایس شن



در کار یک سیاستمدار عشق بایدنقطه یا نشانه هر هدف باشد!!! . رئول استین



فرمانروای دانا می داند ، هیچ ندای با کُشتن خفه نمی شود . ارد بزرگ



این کمکی نیست که تو مداوم کاری را انجام دهی که از عهده ء آن بر میائی مهم این است کاری را بتوانی انجام دهی که تاکنون نمی توانستی و یاد نگرفته بودی!!! . بیانجار هُوُف



ایمان و باور ما در ابتدای هر مسئولیت دشواری تنها عاملی است که موفقیت نهایی مان را تضمین می کند.
وقتی انتظار بهترین پیشامد را دارید نیروی مغناطیسی از مغزتان خارج می شود که بهترین ها را جذب می کند .
اگر انتظار بدترینها را داشته باشید از مغز قدرت دافعه ا ی رها می کنید که سبب می شود بهترینها از شما بگریزد حیرت انگیز است . ویلیام جییمز



آن که در طلب کمال است باید خرد ور و با دانش باشد . بزرگمهر



میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است . ارد بزرگ



تولد و مرگ اجتناب ناپذیرند ، فاصله این دو را زندگی کنیم . سانتا بان



از ابرانسان است که انسان های برتر دلگرمی و شجاعت می گیرند . فردریش نیچه



تغییر آن چیزی نیست که می آموزیم آن چیزهائی ست که از دست می دهیم . جوستین گاردر



برآزندگان دستی و دامنی برای کاشتن دارند ! تا کدام فرزند برداشت کند ؟... ارد بزرگ



دنیا پر از مشکل گشاهائی ست که بدنبال مشکل ها می گردند!!! . پئر اسلاکرتس وُوگ



انسان نمیتواند کیف پول خود را در قلب خود داشته باشد!!! . تئو کوریت زینسکی



یک ریاضی دان کسی است که به تنهائی می نشیند وسعی می کند مشکلی را حل کند که حتی خودش هم نمی دانست چنین مشکلی وجود دارد!! . آتله سربرگ



کجاست سینه کش کوهستان سرد و بلندی که گامهای برآزندگان را بر تن خویش به یادگار نداشته باشد ؟ . ارد بزرگ



غذایی را بخور که می پسندی ,لباسی را پبوش که مردم می پسندند. ادیبان



اول اندیشه، وانگهی گفتار . لائوسته



اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند، صداقت است. شوپنهاور

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 20:12  توسط دنیا  | 

اس ام اس های فلسفی و عارفانه

هیچ تدبیری را، قدرت تغییر تقدیر نیست!

 

کسی میتواند به پای عشق بمیرد که قبل از آن زندگی در پیش چشمانش مرده باشد

 

آنچه رخ داده را باید پذیرفت، اما آنچه رخ نداده را میتوان به میل خود ساخت

 

ماهی لب بسته را اندیشه ی قلاب نیست

 

چو به خود گشتی، طبیب از خود نیازار / چراغ از بهر تاریکی نگه دار

هیچ تدبیری را، قدرت تغییر تقدیر نیست!

 

کسی میتواند به پای عشق بمیرد که قبل از آن زندگی در پیش چشمانش مرده باشد

 

آنچه رخ داده را باید پذیرفت، اما آنچه رخ نداده را میتوان به میل خود ساخت

 

ماهی لب بسته را اندیشه ی قلاب نیست

 

چو به خود گشتی، طبیب از خود نیازار / چراغ از بهر تاریکی نگه دار

 

کسانی که خود را در اوج میبینند، یک را بیشتر برای ادامه ندارند! و آن حرکت در سرازیری است

 

همیشه سعی کن دنبال سرنوشت بری، نه اینکه سرنوشت به دنبالت بیاد

 

ناکامی یعنی تاخیر، نه شکست... مسیرانحرافی موقت، نه کوچه بن بست

 

وقتی زندگی رو از یخ ساختی، برای آب شدنش گریه نکن!

 

در زندگی سه راه برای رسیدن به هدف وجود داره :

۱- اندیشه والاترین راه   ۲- تقلید آسان ترین راه   ۳- تجربه تلخ ترین راه

 

فلانی؟..... میدانی؟..... میگویند رسم زندگی چنین است: می آیند..... می مانند..... عادتت میدهند..... و میروند..... و تو در خود می مانی..... و تو تنها می مانی..... راستی نگفتی؟ رسم تو نیز چنین است؟ مثل همه ی فلانی ها؟!

 

شمع محفل شاهان شدن ذوقی ندارد! ای خوشا شمعی که روشن میکند ویرانه ای را!!!

 

هیچوقت فراموش نکنید! کوچکترین اندیشه ها گاهی میتونن بزرگترین راهها باشند



+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 20:9  توسط دنیا  | 

بازم جملات عاشقانه!

هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را.......گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نیست بگو راست بگو.....مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم

گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم

=======================

زندگیبرای آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنیم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو )

=======================

عشق یعنی خون دل یعنی جفا عشق یعنی درد و دل یعنی صفا عشق یعنی یک شهاب و یک سراب عشق یعنی یک سلام و یک جواب عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز عشق یعنی عالمی راز و نیاز

=======================

به روی گونه تابیدی و رفتی مرا با عشق سنجیدی و رفتی تمام هستی ام نیلوفری بود تو هستی مرا چیدی و رفتی

=======================

نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن

=======================

روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم

=======================

آفرینش روز و شب، زیبایی زمین و کهکشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاکی از وجود پروردگار یکتاست، پس از او اطاعت می کنیم، چون او معین کرده که مرگ آغاز جاودانه هاست.

=======================

می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم

=====================

خواب ناز بودم شبی.... دیدیم کسی در میزند.... در را گشودم روی او ...دیدم غم است در می زند... ای دوستان بی وفا...از غم بیاموزید وفا..غم با آن همه بیگانگی..... هر شب به من سر می زند

======================

هزار دستگاه ریو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سکه طلا و میلیاردها ریال اسکناس دو هزارتومانی فدای یه تار موی گلی مثل تو

======================

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند

بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم

=======================

خوشبختی مثل یه پروانه است . وقتی دنبالش می دوی پرواز می کنه اما وقتی وایسی میاد رو سرت میشینه

=======================

من همه ی قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اونم از غصه ی توست

=======================

سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی که ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا

=======================

تو بارانی من باران پرستم تودریایی من امواج تو هستم اگرروزی بپرسی باز گویم: تو من هستی و من نقش تو هستم

=======================

طبق قانون بقای شادی هیچ شادی از بین نمیره؛ بلکه فقط از دلی به دلی دیگه جابه جا می شه

=======================

اگرکسی واقعا کسی رو دوست داشته باشد بیشتر از اینکه بهت بگه دوست دارم میگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت باش

=======================

وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن

=======================

عیب جامعه این است که همه می خواهند آدم مهمی باشند و هیچ کس نمی خواهد فرد مفیدی باشد

=======================

ای عشق، شکسته ایم، مشکن ما را/ اینگونه به خاک ره میفکن ما را/ ما در تو به چشم دوستی می بینیم/ ای دوست مبین به چشم دشمن ما را

رسم زمونه : تو چشم میذاری من قایم میشم .........اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی

======================

تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

======================

عشق کلید شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود

======================

مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم

====================== می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی

=====================

غیر از غم عشق تو ندارم , غم دیگر شادم که جز این نیست مرا همدم دیگر

=====================

زدرد عشق توبا کس حکایتی که نکردم چرا جفای تو کم شد؟شکایتی که نکردم !!!

=====================

گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نیست بگو راست بگو

=====================

گر نرخ بوسه را لب جانان به جان کند حاشا که مشتری سر مویی زیان کند

=====================

تو را برای وفای تو دوست می دارم******وگرنه دلبر پیمانه *** فراوان است

=====================

هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 20:7  توسط دنیا  | 

عشق و عاشقی

گفتمش آغاز درد عشق چیست؟گفت آغازش سراسر بندگیست گفتمش پایان آن را هم بگو گفت پایانش همه شرمندگیست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درمانی ندارد بی دواست گفتمش یک اندکی تسکین آن گفت تسکینش همه سوز و فناست


 


مراقب افکارت باش که عقایدت می شوند . مراقب عقایدت باش که رفتارت می شوند .مراقب رفتارت باش که عادت می شوند .مراقب عادتت باش که شخصیت می شوند .مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شوند


 


هیچ وقت نذار یه دیونه بوست کنه بذار یه بوس دیونت کنه


 


هست آن نیست که هر لحظه کنارت باشد هست آن است که هر لحظه به یادت باشد


 


دوست داشتم پرواز کنم در اوج آسمانها تا شاید خودم قطره عاشق را میان این همه قطره پیدا کنم… می دانستم قطره هایی که از آسمان می ریزد اشکهای آسمان است… اشکهایی که هر قطره از آن خاطره ای بیش نبود


 


رسم زمونه : تو چشم میذاری من قایم میشم .........اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی


 


من دنیارو به خاطره خدایش و چشم را به خاطره اشکش و تو را به خاطره چشم های قشنگت دوست دارم


 


ای پیتزای عشقم! همبرگر قلبم! کباب زندگیم و اسپاگتی افکارم! بی تو فلافلم


 


امشب به یاد روی تو با ماه خلوت کرده ام با یاد عشق گرم تو تا اوج هجرت کرده ام درباره دستان تو با ابر صحبت کرده ام بوسیدن روی تو را با خویش قسمت کرده ام با دیدنت ترک غم و اندوه و محنت کرده ام از فکر عشقی غیر تو همواره وحشت کرده ام گر لحظه ای غافل شدم بگذر ، جسارت کرده ام هرگز مرو ، ترک مکن من بر تو عادت کرده ام


گفتمش آغاز درد عشق چیست؟گفت آغازش سراسر بندگیست گفتمش پایان آن را هم بگو گفت پایانش همه شرمندگیست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درمانی ندارد بی دواست گفتمش یک اندکی تسکین آن گفت تسکینش همه سوز و فناست


 


مراقب افکارت باش که عقایدت می شوند . مراقب عقایدت باش که رفتارت می شوند .مراقب رفتارت باش که عادت می شوند .مراقب عادتت باش که شخصیت می شوند .مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شوند


 


هیچ وقت نذار یه دیونه بوست کنه بذار یه بوس دیونت کنه


 


هست آن نیست که هر لحظه کنارت باشد هست آن است که هر لحظه به یادت باشد


 


دوست داشتم پرواز کنم در اوج آسمانها تا شاید خودم قطره عاشق را میان این همه قطره پیدا کنم… می دانستم قطره هایی که از آسمان می ریزد اشکهای آسمان است… اشکهایی که هر قطره از آن خاطره ای بیش نبود


 


رسم زمونه : تو چشم میذاری من قایم میشم .........اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی


 


من دنیارو به خاطره خدایش و چشم را به خاطره اشکش و تو را به خاطره چشم های قشنگت دوست دارم


 


ای پیتزای عشقم! همبرگر قلبم! کباب زندگیم و اسپاگتی افکارم! بی تو فلافلم


 


امشب به یاد روی تو با ماه خلوت کرده ام با یاد عشق گرم تو تا اوج هجرت کرده ام درباره دستان تو با ابر صحبت کرده ام بوسیدن روی تو را با خویش قسمت کرده ام با دیدنت ترک غم و اندوه و محنت کرده ام از فکر عشقی غیر تو همواره وحشت کرده ام گر لحظه ای غافل شدم بگذر ، جسارت کرده ام هرگز مرو ، ترک مکن من بر تو عادت کرده ام


 


هیچ حرف دگری نیست که با تو بزنم تو نمی فهمی اندوه مرا چه بگویم به تو ای رفته ز دست شدم از مستی چشمان تو مست شده ام سنگ پرست مرگ بر آنکس دلش را به دل سنگ تو بست تو نمی فهمی اندوه مرا ...


 


ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی , در دلش خنده کنان دریا گفت ابر بارنده تو خود از مائی


 


اگرمی دانستم نگاهت زبان نگاهم را نمی فهمد،هیچ گاه نگاهت نمی کردم اگر می دانستم روزی تو را از دست می دهم،هیچ گاه به دستت نمی آوردم


 


قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی


 


عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشاندم و پارو زنان سوی تو فرستادم وقتی به ساحل نگاه تو رسید تو چشمانت را بستی و قایقم غرق شد


 


بابام گفت : عشق کشکه ... ! منم جواب دادم : زندگی هم اشه ... بدون کشک بی مزه میشه !!!


 


ای که می پرسی نشان عشق چیست... عشق چیزی جز قلب زیبای تو نیست...


 


تو که از جنس آرزوهای منی هرگز باور کن که من تسلیم ساده ی سرنوشت خویش نیستم ،و باور کن که حاضر نیستم عطرنجیب تو را لحظه ای حتی با تمام ستارگان ماندگار این آسمان مبادله کنم .


 


در زندگی سه راه رو دنبال کن: ?- دوست داشتن برای یک تجربه ?- عاشق شدن برای یک هدف ?- فراموش کردن برای قبول واقعیت


 


امشب هم آرزوی تو را دارم و تو باز خفته ای و باز آسمان تاریک است و هوا هم دیگر سرد است تا دیدار فردایمان راهی نمانده است و من دارم می سوزم و کسی نیست تا نفسی تازه در من بدمد و باز آرزوی تو و دستانت را دارم و دلم را تا ابد تا آن زمان که فرشتگان ملکوت در واقعیت به زمین نفرین شده می آیند به تو می سپارم و تو نمی دانم که آن را زیر پاهایت خواهی گذاشت...........؟؟؟؟!!!!!


 


بار خدایا! اگر دوست داشتن زیباست پس چراجدائی را پایان آن قرار دادی؟ پروردگارا! اگر عشق کمال معرفت است پس چرا عقل آفریدی؟ معبودا! اگر ناامیدی و یاس گناه کبیره اند پس چراشور و شوق زودگذرند؟ معشوقا! اگر صبر و شکیبائی مقدمه زندگی اند پس چرا بیقراری و بیتابی عجولند


 


مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم


 


یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره . یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم . یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره . یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش


 


چرا توقف کنم چرا؟ پرنده ها به جستجوی جانب آبی رفته اند افق عمودی است. افق عمودی است و حرکت:فواره وار و در حدود بینش سیاره های نورانی میچرخند زمین در ارتفاع به تکرار میرسد و چاههای هوایی به نقبهای رابطه تبدیل میشوند و روز وسعتی است که در مخیله ی کرم روزنامه نمیگنجد...


 


با خود اندیشیدم ، در این ترانه بی تو ماندن ، در این لحظه های بی تو ، حس بودنت ، شنیدن تپش های قلبت ، از مرز فاصله ها، از نگاه چشمهای تو ، تمام انتظارم شد


 


عشق فراموش کردن نیست بلکه بخشیدن است عشق گوش کردن نیست بلکه درک کردن است عشق دیدن نیست بلکه احساس کردن است عشق جا زدن وکنار کشیدن نیست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است


 


همیشه غمگین ترین و رنجورترین لحظه زندگی آدم توسط کسی ساخته میشه که شیرین ترین و به یاد مونده ترین لحظه زندگی را برایت ساخته است


 


تو اونجاومن اینجا امان از درد دوری من ماندم و رویاها نه شوق ونه سروری امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری دوراز تو من ندارم نه شورو نه غروری تاکی خدای عالم تاکی غم صبوری امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری هجرت اجباری اگه از تو جدا کرده منو خیال نکن که لحظه ای عشقت رها کرده منو همش به خودامید میدم به طفل دل نویدمیدم می گم تموم شدحادثه فصل رهایی می رسه امان امان امان ازدرد دوری امان ازدرد دوری دورازتو نالة غمت در دل من شکفته اشکام غمامو به همه دونه به دونه گفته


 


 پلّه پلّه تا ملاقات خدا می روم بی تحمّل سوی عرش کبریا می روم از برکت نور عشق ببین تا کجا، تا کجا ، تا کجا می‌روم باد صبا که می‌شود هر نفسش مشک‌فشان حکایت از عشق کند آورد از دوست نشان عطر گلستان و چمن پر شده در خیال من مستی عارفانه‌ای ست قصه‌ی شور و حال من پله پله تا ملاقات خدا می روم بی تحمل سوی عرش کبریا می روم از برکت نور عشق ببین تا کجا، تا کجا ، تا کجا می‌روم صفای نیمه‌شبان عالمی دگر دارد سکوت مطلق شب رازها به بر دارد صفای نیمه‌شبان عالمی دگر


 


من از بی نیازی به ثروت رسیدم که از بی نیازان غنی تر ندیدم برای رسیدن به آرامش دل من از مال د نیا چه آسان بریدم من از بی نیازی به ثروت رسیدم که از بی نیازان غنی تر ندیدم ***** خدایا من از تو دولت نمی خواهم مطاع د نیا و شوکت نمی خواهم فقط ز لطف بی کرانت به من عطا کن آرامش خاطر ، ای خالق خاطر


 


سوالم از چشمهای تو این است :چرا در ایینه تو تصویر من پیدا نیست


 


che asan ast yaftane 2st , be vaghte asayesho shadmani . che asan ast yaftane 2st,angah ke shegeftiha rokh minamayand va jomlegi bitabane dar entezare anand...che asan ast yaftane 2st angah ke hamechiz jazab shode , labkhand bar labha naghsh mibandad...va che 2shvar ast yaftane 2st dar lahazate sakhti va sardargomi.....


 


قلب خانه ای است با دو اتاق خواب در یک رنج و در دیگری شادی زندگی می کند. نباید زیاد بلند خندید و گرنه رنج در اتاق دیگری بیدار می شود


 


یادمان باشد از امروزخطایی نکنیم. گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم. پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم .یادمان باشد اگر شا خه گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش سازو نوایی نکنیم. یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سرو پایی نکنیم


 


از کسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی . از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشه


 


نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزدولی باران نمیداند که من دریایی از داردم به ظاهر گرچه می خندم ولی اندر درونم سخت میگریم


 


اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به یاد مرگ. بر لوح شیشه ای قلبت بنویس: یا تو و عشق، یا من و مرگ


 


خوش به حال آسمون که هر وقت دلش بگیره بی بهونه می باره ... به کسی توجه نمی کنه ... از کسی خجالت نمی کشه ... می باره و می باره و ... اینقدر می باره تا آبی شه ... ‌آفتابی شه ...!!! کاش ... کاش می شد مثل آسمون بود ... کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا بالاخره آفتابی شی ... بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده


 


esmeto gozashtam gol tarsidam pazhmorde beshi gozashtamaftab tarsidam ghorob koni gozashtam nafas ke age rafti manam nabasham


 


بعد از آن دیوانگی ها ای دریغ باورم ناید که عاقل گشته ام گوئیا او مرده در من کاین چنین خسته و خاموش و باطل گشته ام هر دم از آئینه می پرسم ملول چیستم دیگر، به چشمت چیستم؟ لیک در آئینه می بینم که وای سایه ای هم زآنچه بودم نیستم! همچو آن رقاصه ی هندو باز پای می کوبم ولی بر گور خویش وه که با صد حسرت این ویرانه را روشنی بخشیده ام از نور خویش


 


آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم من آمده بودم که تا مرز رسیدن همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم تقصیر کسی نیست که اینگونه بمیرم شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیرم


 


ای کاش مانیتورت بودم روبروت بودم . ای کاش کی بردت بودم زیر انگشتانت بودم .ای کاش موست بودم توی دستات بودم.ای هدفنت بودم روی گوشت بودم .ای کاش ویست بودم روی لبت بودم . ای کاش پسوردت بودم توی ذهنت بودم . ای کاش کامیوترت بودم و عاشقم بودییییییییییییییییییییی


 


اگه صد بار دل عاشق منو خون بکنی تو دلم غم بریزی، دردام رو افزون بکنی قهر کنی، آشتی کنی آتیش به جونم بزنی نمیگم سنگه دلت میدونم تنگه دلت


 


اگر مثل یک اشک در چشمام باشی ، واسه موندنت هیچ وقت گریه نمیکنم


 


هیچ وقت اون ستاره را برای خودت انتخاب نکن که از همه بیشتر میدرخشه چون همه اون را انتخاب میکنن....و تو سعی کن که اون ستاره را انتخاب کنی که کمتر جلب توجه میکنه تا همیشه برای خودت باشه......


 


قول دادی همیشه مراقبم باشی ولی به من آسیب رسوندی تو قول دادی همیشه شادم کنی اما اشکامو سرازیر کردی توگفتی عشقتو به من میدی اما فقط بهم رنج دادی من هیچ قولی بهت ندادم اما بهت همه چی دادم


 


متین ترین کلمه (عشق) زشت ترین کلمه (خیانت) جذاب ترین کلمه(آشنایی) سخت ترین کلمه (تنهایی) پاک ترین کلمه (وجدان) تلخ ترین کلمه(جدایی) و بدترین کلمه(بی وفایی) است


 


برای دوست داشتن دو قلب لازم است قلبی که دوست بدارد و قلبی که دوستش بدارند قلبی که هدیه کند و قلبی که بپذیرد قلبی برای تو و قلبی یرای ان کسیکه خود را در اغوش او ارام بیابی


 


زیست شناسی نخوندم ولی میدونم که قلب همون دله که میتونه برای یکی تنگ بشه یا تند تند بزنه.... شیمی نخوندم ولی میدونم اگه عشق نباشه ملکول های هیدروژن و اکسیژن نمی تونن اینقدر محکم همدیگرو فشار بدن که اشک جفتشون در بیاد


 


دوستی شوخی سرد آدمهاست بازی شیرین گرگم به هواست واسه کشتن غرور من و تو دوستی توطئه ثانیه هاست


 


زندگی قصه مردیخ فروشی است که ازاو پرسیدند:فروختی؟ گفت:نخریدند تمام شد


عاشقت خواهم ماند، بی‌آن‌که بدانی. دوستت خواهم داشت، بی‌آن‌که بگویم. درد دل خواهم گفت، بی هیچ کلامی. گوش خواهم داد، بی هیچ سخنی. در آغوشت خواهم گریست، بی‌آن‌که حس کنی. در تو ذوب خواهم شد، بی هیچ حرارتی


 


تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیزهمیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ و قلب کوچیک من


 


می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی


 


هر وقت شاد بودی ارام بخند تا ناراحتی بیدار نشود وهر وقت ناراحت بودی ارام گریه کن تاشادی نا امید نشود


 


دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت و هی این و آن سرسری آمد و رفت * ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد * یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است ؟ یکی گفت: چه دیوارهایش سیاه است ! یکی گفت: چرا نور اینجا کم است ؟ و آن دیگری گفت: و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است ...! * و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری... ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ *


 


یه سنگ کافیست برای شکستن یه شیشه! یه جمله کافیست برای شکستن یه قلب! یه ثانیه کافیست برای عاشق شدن! یه دوست مثل تو کافیست برای تمام زندگی


 


ستاره ها بهش بگین جدایی و سفر بسه


 


یکی محبت میکنه یکی ناز.اونی که ناز میکنه همیشه محبت میبینه.اما اونی که محبت میکنه همیشه تنهای تنهاست


 


اگه که با موندن من غم تو دلت جون میگیره/میمیرم که تا ابد قلب تو اروم بگیره


 


همیشه برای کسی بخند که میدونی به خاطر تو شاد میشه... واسه کسی گریه کن که میدونی وقتی غصه داری و اشک میریزی برات اشک میریزه... برای کسی غمگین باش که در غمت شریکه... عاشقه کسی باش که دوستت بداره


 


kash jaie haftsin mishod haft arezoo kard oonvaght man toro haft bar az khoda arezoo mikardam


 


انسویا میگن : عشق فراموش کردن خود در وجود کسی است که همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد. اسپانیایها میگن:عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلندتراست. ایتالیایی هامیگن:عشق یعنی ترس از دست دادن تو. ایرانی ها میگن:عشق سوء تفاهمی است بین دو احمق که با یه ببخشید تموم می شه


 


با سیم ناز مژه هات یه عمر گیتار میزنم /نگاهتو کوک نکنی من خودمو دار میزنم چشمات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نیست دلمو به درو دیوار میزنم


 


ما همیشه صداهای بلند را میشنویم، پررنگ ها را میبینیم، سخت ها را میخواهیم. غافل ازینکه خوبها آسان میآیند، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند


 


فرشتگان روزی از خدا پرسیدند : بار خدایا تو که بشر را اینقدر دوست داری غم را چرا آفریدی؟ خداوند گفت:غم را بخاطر خودم آفریدم چون این مخلوق من که خوب می شناسمش تا غمگین نباشد به یاد خالق نمی افتد


 


اجازه هست خیال کنم تاآخرش مال منی؟ خیال کنم دل منو با رفتنت نمی شکنی اجازه هست


خیال کنم بازم میای می بینمت بااون چشمای مهربون دوباره چشمک میزنی طپش طپش باچشمکت غزل بگم برای تو بااتکا به عشق تو تو زندگی برم جلو


 


سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد، تندیسی زیبا نخواهد شد. از زخم تیشه خسته نشو، که وجودت شایسته تندیسی زیباست


 


دنیا دو روز است یک روز با تو یک روز بر علیه تو ........... روزی که با تو ست مغرور نشو .... روزی که بر علیه توست ما یوس نشو


 


از خـدا یـه گل خواسـتــم،اون بـه مـن یـه بـاغ داد من از خدا یه درخت خواستم،اون به من یه جنگل داد من از خـدا یـه دوسـت خواسـتم،اون به من تو رو داد


 


زمان طولانی میشه واسه اونایی که غصه دارن . کوتاه میشه واسه اونایی که شادن .دیر میگذره برای اونایی که منتظرن .زود میگذره برای اونایی که عجله دارن. اما ...... اما ابدی میشه برای اونایی که عاشقن


 


هر وقت خواستی بدونی کسی دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببینی اگه نگات کرد عاشقته . اگه خجالت کشید بدون برات میمیره . اگه سرشو انداخت پایین و یه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو میمیره و اگر هم خندید بدون اصلا دوست نداره


 


شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتیم اما حالا که ناخواسته به آن دعوت شده ایم بهتر است تا می توانیم برقصیم (چارلی چاپلین)


 


تا فردا راهی نیست بمان و امیدوار باش هرچند فردایی نیست و امروز همان فرداست پس شاد باش و صبور امیدوار و منتظر


 


کسی که تورا دوست دارد ،تو دوستش نمی داری اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است


 


تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ... تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ... تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم ... تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ... تنهایی را دوست دارم زیرا.... در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد


 


نگاهی به یاس کردم تو را در برگ گل احساس کردم خلاصه در کلاس نازچشمت دو واحد عاشقی را پاس کردم


                               


می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی داره


 


اومظهرعشق بود ومن مظهر ننگ وقتـی فشردمش به آغوشم تنـگ لرزید دلش شکست ونالیدکه آخ ای شیشه چه می کنی تو در بستر


 


اگر یک آسمان دل را به قصد عشق بردارم میان عشق و زیبایی تو را من دوست میدارم


 


شادی برای اونایی که گریه می کنن و یا صدمه می بینن زنده است ، برای اونایی که دنبالش می گردن و اونایی که امتحانش کردن ، چون فقط اینها هستن که اهمیت دیگران رو تو زندگیشون می فهمن


 


شادترین افراد لزوما بهترین چیزها رو ندارن ، اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو می برن


 


رویایی رو ببین که می خوای ، جایی برو که دوست داری ، چیزی باش که می خوای باشی ، چون فقط یک جون داری و یک شانس برای اینکه هر چی دوست داری انجام بدی


 


دقایقی تو زندگی هستن که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که می خوای اونو از رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی


 


اینکه تمام عشقت رو به کسی بدی تضمینی بر این نیست که او هم همین کار رو بکنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش ، فقط منتظر باش تا اینکه عشق آروم تو قلبش رشد کنه و اگه این طور نشد خوشحال باش که توی دل تو رشد کرده


 


Zendegi Ejbar Ast ...... Marg Entezar ast ..... Eshg Yek Bar Ast ......


 Fekre To0 Tekrar Ast ......... Jodaei Az To Ey Eshge Man Doshvar Ast ........


 


هر چی عشقه با نگینش هر چی خوبه بهترینش آسمون ها با زمینش همشون فدای تو


 


اگه که با موندن من غم تو دلت جون میگیره/میمیرم که تا ابد قلب تو اروم بگیره


 


داشتیم تو جاده میرفتیم که چشمم افتاد به یه تابلو که روش نوشته بود : دوســت داشـــتن دل میـــخواد نه دلیـــل


 


باز امدی تو بر سر راهم ای عشق می کنی تو گمراهم دردا من جوانی را به سر کردم تنها از دیار خود سفر کردم دیریست قلب من از عاشقی سیر است خسته از صدای زنجیر است دریا اولین عشق مرا بردی دنیا دم به دم مرا تو ازردی دریا سر نوشتم را تو به یاد اور دنیا سر گذشتم را مکن باور من غریبی قصه پردازم چون........................ گم شدم در غربت دریا بی نشان و بی هم اوازم میروم شبها به ساحلها تا بیابم خلوت دل را روی موج خسته دریا می نویسم اوج غمها را


 


عشق مثل آبه..می تونی تو مشتت قایمش کنی.آخرش یه روز مشتتو باز می کنی می بینی همش رفته .بی اینکه تو بفهمی .اما دستت پر از خاطرست


 


فرقی نمی کنه که من اول اومدم یا تو …… مهم اینه که….. کی تا آخرش می مونه


 


وقتی که می خواستمت می ترسیدم نگات کنم،موقعی که نگات کردم ترسیدم باهات حرف بزنم. موقعی که باهات حرف زدم ترسیدم نازت کنم،موقعی که نازت کردم ترسیدم عاشقت بشم حالا که عاشقت شدم میترسم از دستت بدم


 


ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم بعد لبخند تو با گریه تبسم کردم آشنا با همه پنجره های شهرم چون توراپشت همین پنجره ها گم کردم


 


شاگردی از استادش پرسید: " عشق چست؟" استاد در جواب گفت: "به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمیتوانیبه عقب برگردی تا خوشه ای بچینی!" شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: "چه آوردی؟" شاگرد با حسرت جواب داد: "هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم ." استاد گفت: "عشق یعنی این"


 


چنین گفت زرتشت اگر کلید قلبی را نداری قفلش نکن ...اگر کسی را دوست داری خردش نکن... اگر دستی را گرفتی رهایش نکن... مراقب گرمای دلت باش تا کاری که زمستان با زمین کرد زندگی با دلت نکند


 


Shayad zendegi aan jashni nabashad ke arezu yash ra dashte ie , amma hal ke be an davat shode ie " ta mitavani ZIBA BERAGHS " !!!


Dar negahe kasani ke Parvaz ra nemifahmand , har che bishtar oj


 begiri .... kuchektar khahi shod !


هست آن نیست که هر لحظه کنارت باشد هست آن است که هر لحظه بیادت باش


 


یادگرفتم هرچند رفتی و مال من نشدی...ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم... یاد گرفتم به خاطر کسی که دوسش دارم باید دوروغ بگم. یاد گرفتم هیچ وقت هیچ کس ارزش شکستن غرورمو نداره. یاد گرفتم گریه های هیچکس رو باور نکنم. یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم. یاد گرفتم هر روز دم از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم. یاد گرفتم هر چیزی رو خیلی زود و راحت میشه فراموش کردحتی اگرقسمتی اززندگیمون شده باشه. یاد گرفتم دیگه عاشق نشم چون


 


با آرزوی 12 ماه شادی ، 52 هفته خنده ، 365 روز سلامتی ، 8760 ساعت عشق ، 52560 دقیقه برکت ، 3153000 ثانیه دوستی ، پیشاپیش سال نو را تبریک عرض می نمایم


 


اگه یک روز فکر کردی نبودن یه کسی بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه ای که اون کنارت نباشه و به خاطر بیار اگه چشمات خیس شد بدون داری به خودت دروغ میگی و هنوز دوستش داری


 


بعد از مرگم تکه یخی به شکل صلیب بر روی سنگ قبرم بگذارید تا با اولین طلوع خورشید جای یار برام گریه کند


 


مرگ از زندگی پرسید چرا من تلخم و تو شیرینی؟ زندگی در جواب گفت : چون من دروغم و تو حقیقت


 


فقط موجهای دریا هستند که عاشقن آره فقط اونا هستن با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار رسیدن


 


to zendegi bazi chiza bozorg bazi chiza kochik bazi chiza sade va


 bazi chiza mohem hastan bozorg mesle ESHGH kochik mesle GHAM sade mesle MAN mohem mesle TOOO


 


هیچ وقت دل به کسی نبند چون این دنیا اینقدر کوچیک هست که توش دو تا دل کنار هم جا نمیشه ... ولی وقتی دل بستی ... هیچ وقت ازش جدا نشو چون این دنیا اینقدر بزرگه که دیگه پیداش نمی کنی


 


زندگی سخت نیست ما سختش میکنیم عشق قشنگ نیست ما قشنگش میکنیم دل ما تنگ نیست ما تنگش میکنیم دل هیچکس سنگ نیست ما سنگش میکنیم


 


چقدر خوبه که آدم یکی رو دوست داشته باشه نه بخاطر اینکه نیازش رو بر طرف کنه نه بخاطر اینکه کس دیگری رو نداره نه بخاطر اینکه تنهاست و نه از روی اجبار بلکه بخاطر اینکه اون شخص ارزش دوست داشته شدن رو داره


 


وقتی دیگه قدرت فریاد زدنم نداشته باشی وقتی دیگه هر چی دل تنگت خواسته باشه گفته باشی وقتی دیگه دفتر و قلم هم تنهات گذاشته با شن. . وقتی از درون تمام وجودت یخ بزنه ... . وقتی چشم از دنیا ببندی وآرزوی مرگ کنی وقتی احساس می کنی دیگه هیچ کس تو رو درک نمی کنه وقتی احساس کنی تنها ترین تنهای دنیا هستی ووقتی باد شمع نیمه سوخته اتاقتو خاموش کرد چشمهایت را ببند و با تمام وجود از خدا بخواه که صدات کنه باغبان در را باز کن من مرد گلچین نیستم من خودم گل دارم و محتاج


 


عاشق و مجنونت شدم .نخونده مهمونت شدم. کلی پریشونت شدم. شمع تو شمدونت شدم .خاک تو گلدونت شدم . خادم دربونت شدم . عمری غزل خونت شدم . شعرای ارزونت شدم اما یه جوری مجنونت شدم


 


بوسه اختراع طبیعت است برای هنگامی که کلام قادر به بیان احساسات نیست


 


به جای دسته گلی که فردا در قبرم نثار می کنی امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن. به جای سیله اشکی که فردا برمزارم میریزی امروز با تبسمی شادم کن به جای اون متن های تسلیت که فردا برام می نویسی امروز با یک پیغام کوچک خوشحالم کن من امروز به تو نیازم دارم


 


این دیوانگیست ... که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم... این دیوانگیست ... که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنی


 


تا وقتی که زنده هستم چشم به راه تو می مونم .......... تو دیگه رفتی که رفتی ............ نمیای پیشم میدونم !!! هر کجا که هستی منو تو دلت نگهدار . با چشای خیس و گریون من می گم خدا نگهدار


 


دوست داشتن کسانی که دوستمان میدارند کار بزرگی نیست مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند را دوست بداریم.


 


یاد گرفتم که عشق با تمام عظمتش 3-2 ماه بیشتر زنده نیست یاد گرفتم که عشق یعنی فاصله و فاصله یعنی 2 خط موازی که هیچگاه به هم نمی رسند یاد گرفتم در عشق هیچکس به اندازه خودت وفادار نیست و یاد گرفتم هر چه عاشق تری ، تنهاتری


 


یک رنگی و بوی تازه از عشق بگیر...پر سوزترین گدازه از عشق بگیر در هر نفسی که می تپی ای دل من...یادت نرود اجازه از عشق بگیر


 


دکتر شریعتی میگه وقتی نمیتونی فریاد بزنی ناله نکن!!خاموش باش قرن ها نالیدن به کجا انجامید؟؟ تو محکومی به زندگی کردن تا شاهد مرگ آرزوهای خودت باشی


 


من که میدانم به دنیا اعتباری نیست نیست بین مرگ و ادمی قول و قراری نیست نیست من که میدانم اجل ناخوانده وبیدادگر سر زده می اید و راه فراری نیست نیست


 


تکیه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم ، ما که بهم نمیرسیم بسه دیگه بذار برم ، کی گفته بود به جرم عشق یه عمری پرپرت کنم ، حیف تو نیست کنج قفس چادر غم سرت کنم ، من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها ، نه برده حلقه بگوش نه ناجی فرشته ها ، من عاشقم همینو بس غصه نداره بی کسیم ، قشنگی قسمت ماست که ما بهم نمیرسیم


 


اگه می دونستی قطره ی بارون وقت دورشدن از ابرا چه حسی داشت " اگه می دونستی یه بندر وقت رفتن کشتیها چه تنها میشه " اگه می دونستی درخت کاج وقت پر کشیدن پرنده ها چه غمگین میشه " اگه می دونستی که رفتنت چه اتشی بر جانم کشید اون وقت این قدر راحت نمی گفتی : خداحافظ


 


عاشقانه عارفانه بی بهانه شاعرانه خالصانه صادقانه تا نهایت تا قیامت با صداقت با عدالت با نجابت با شجاعت به تو گویم من فدایت


 


نگاهم کرد... پنداشتم دوستم دارد ! نگاهم کرد... در نگاهش صد شور عشق خواندم ! نگاهم کرد... دل به او بستم ! نگاهم کرد... اما نه !!! بعدها فهمیدم که او فقط نگاهم کرد !!! از زندگی آموختم که به هر نگاهی دل نبندم ! که همه نگاه ها پیام آور عشق نیستند... همه نگاه ها معنی دوست داشتن نمی دهند... و ... همه نگاه ها بی ریا نیستند !!!


 


هیچ کی از رفتن من غصه نخورد هیچ کی با موندن من شاد نشد وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت بغض هیچ آدمی فریاد نشد وقتی رفتم کسی گریش نگرفت اشکشو کسی نریخت پشت سرم راستی بی کسی درد بدیه منم انگار همیشه تو سفرم وقتی رفتم کسی غصش نگرفت وقتی رفتم کسی بدرقم نکرد دل من می خواست تلافی بکنه پس چشم هیچ کسی عاشقم نکرد وقتی رفتم نه که بارون نگرفت هوا صاف و خیلیم آفتابی بود اگه شب می رفتم و خورشید نبود آسمون خوب می دونم مهتابی بود


 


دخترک همیشه می گفت:من برای نجابت وفا و زیباییت عاشق تو شدم پسرک برای روز تولدش سه حیوان خانگی به او هدیه داد ...اسب سگ و یک پرنده زیبا! تا دخترک خواست دلیل اینکار را بپرسد.... پسرک رفته بود برای همیشه


 


مرداب برای به دست آوردن نیلوفر سالها میخوابه تا آرامش نیلوفر به هم نخوره، پس اگه کسی رو دوست داری، برای داشتنش سالها صبر کن


 


آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخورد های سرد را می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی می رسد روزی که مرگ عشق را با ور کنی می رسد روزی که شبها در کنار عکس من نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی.


 


عشق آتش است ،اما آتشی سرد . با وجود این باید در این آتش سوخت ،این آتش فقط برای تطهیر کردن می سوزاند ،ناخالصی است آن چه میسوزد و طلاست آنچه میماند نگران رنج عشق هم نباش زیرا خواهان خراب کردن توست تا دوباره آبادت کند .فراموش نکن دانه باید شکسته شود و گرنه درخت چگونه میتواند متولد گردد؟؟! رود باید به انتها برسد و گرنه چگونه میتواند به دریا ملحق شود ،پس راحت باش و در عشق بمیر! و گرنه چگونه میتوانی خویشتن خویش را بیابی؟


 


عشق با روح شقایق زیباست...عشق با حسرت عاشق زیباست...عشق با نبض دقایق زیباست...عشق با زهر حقایق زیباست...عشق با درد حسرت دیدار تو بودن زیباست


 


من از صدا ها گذشتم ، روشنی را رها کردم ، رویای کلید از دستم افتاد ، کنار راه زمان دراز کشیدم زندگی ، زمانی معنا دارد که سفری در جاده ی عشق باشد کسی که در گوشه ای اتراق کند ،زندگی را میبازد


 


من تو را دوست دارم... چونکه محکومم به درک فلسفه حیات.. چونکه زندگی مرا رها نمی کند و من ناگزیر به ادامه آنم... من تو را دوست دارم.. چونکه می خواهم با باران ببارم ؛ با باد آه بکشم رنج جوانه زدن را بچشم تا شاید بهار را دریابم.. من تو را دوست دارم همچون بوسه آفتاب بر پیشانی کوهستان.. همچون نوازش پیکر برهنه نارونها توسط باد ..


 


تو که چشمای قشنگت خونه ی صد تا ستارست تو که لبخند طلایت واسه من عمری دوبارست آسمون نبودم اما عشق تو مثل یه ماهه سرزنش نکن دلم رو به خدا اون بی گناهه


 


بهت نمی گم دوست دارم ، ولی قسم می خورم دوست دارم ، بهت نمی گم که هر چی بخوای بهت می دم ، چون همه چیزم تویی ، نمی خوام خوابتو ببینم ، چون تو خیلی خوش تر از خوابی ، اگه یه روزی چشمات پر از اشک شده دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی ، صدام کن ، بهت قول نمی دم که ساکتت کنم منم پا به پات گریه می کنم ، اگه دنبال مجسمه سکوت می گشی تا سرش داد بزنی ، صدام کن قول میدم ساکت بمونم


 


اشک هایم را روی نامه ای عاشقانه با قطره چکان جعل می کردم! خاطرم آمد: شاید دلتنگ خنده هایم باشی. ببخش اگر این روزها... عشق با گریستن اثبات می شود!!! ٭ آنگاه که نمادی از امید در فنجان قهوه ات نمی بینی و آن گاه که در طالع این ماهت نیز خبری از معجزه نیست. بدان که خداوند همه چیز را به دست خودت سپرده تا بهترین ها را به ارمغان آوری!!!


 


صدبار مرا زمانه در هم کوبید هر پاره استخوانم از غم پوسید تنها تو شدی بهانه بودن من


 


نمیدانم چرا غمها نمیدانند که من سلطان غمهایم


 


دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی دوستت دارم چون تنهاترین مصراع شعر منی دوستت دارم چون تنهاترین فکر تنهایی منی دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی


 


اگه میدونستی چقدر تنهام برام اشک می ریختی اگه می دونستی چقدر اشک میریزم هیچ وقت تنهام نمی ذاشتی


 


ادم ها شوخی شوخی به گنجشک ها سنگ میزنن گنجشک ها جدی جدی می میرند ادم ها شوخی شوخی زخم زبون می زنن قلب ها جدی جدی می شکنند تو شوخی شوخی لبخند میزنی من جدی جدی عاشقت می شم


 


عمر خود را در غریبی باختم،در ره عشق کسی دل باختم،هستی ام شد غرق دریای سکوت،باخیاسکوت،باخیالش روزها پرداختم،درفراقش اشک چشم و سوز و آه ،غیر ناله نغمه ای ننواختم،


 


کل بارون زده من,کل یاس نازنینم--- مى شکنم بزمرده مى شم نذار اشکاتو ببینم---تا همیشه ترا داشتن,داشتن تمام دنیاست---از توو اسم تو کفتن یهترین همه حرفاست---با تو اکه باشم وحشت از مردن ندارم---لحظه هام بر مى شه از تووفت غم خوردن ندارم---اى غزل واره دلتنک که همه تنت کلامه---هنوزم با کل کونت شرم اولین سلامت---اى کل شکسته سافه کل بربر--- که بیاد هجرت برنده هایى ,توى یاس مبهم جشمات مى بینم, که به فکریه سفربى انتهایى ,سر بزیردل شکسته نازنینم ---


 


دفترم راباز میکنم اولین صفحه و اولین جمله حکایت ازرفتنت دارد به صفحات دیگرنگاه میکنم تمام صفحات دیگررا از نبودنت از غم دوریت از چشم انتظاریم واز امید به بازگشتت پر کرده ام تنها یک برگ سفید باقی مانده برگی که برای امدنت خالی گذاشته ام


 


هرگز برای عاشق شدن ، به دنبال بهار و باران و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای میرسی که ماه را بر لبانت مینشاند


 


فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد... پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست


 


دوستی از دریا بیاموز که برای در آغوش گرفتن ساحل آروم و قرار نداره معرفت فقط معرفت دیوار چون هر چی مرد و نامرده بهش تکیه می دن


 


آن لحظه با خودم فکر کردم که غم عروسکی است که من با آن بازی می‌کنم ، ولی اکنون می‌فهمم که من بازیچه‌ای هستم در دست غم


 


زمانی که متولد شدم صدایی در گوشم طنین انداز شد و گفت : تا آخر عمر با تو هستم!!! از او پرسیدم کیستی ؟ گفت: غم


 


زندگی مثل یه قاصدک هست که اگه نگیریش خیلی ساده و راحت از تو میگزره ، و به فکر تو نیست که حسرت رفتنشو میخوری


 


midoni chera pahat dard mikone? vase kare ziad nist vase ine ke rozi 1000 bar miay to ghalbe mano miri!!!!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 20:5  توسط دنیا  | 

شعرومتن عاشقانه

ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیست
چشمهای مهربانت را ندیدن ساده نیست

از زمان رفتنت خورشید را گم کرده ام
ناله های ابر را هر شب شنیدن ساده نیست

=======================================

به خاطر روی زیبای تو بود
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
که دست هیچ کس را در هم نفشردم
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم
به خاطر دل پاک تو بود
که پاکی باران را درک نکردم
به خاطر عشق بی ریای تو بود
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم
به خاطر صدای دلنشین تو بود
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
و به خاطر خود تو بود
فقط به خاطر تو

==========================================

عمر من

تا دشت پرستاره اندیشه های گرم

تا مرز ناشناخته ی مرگ و زندگی

تا کوچه باغ خاطره های گریز پای

تا دشت یادها

هان ای عقاب عشق از اوج قله های مه آلود دوردستها

پرواز کن

پرواز کن به دشت غم انگیز عمر من

 ============================================

هر صدا و هر سکوتی،اونو یاد من میاره
میشکنه بغض ترانه،غم رو گونه هام میباره
از همون نگاه اول،آرزوی آخرم شد
حس خوب داشتن اون،عاشقونه باورم شد
دلمو از قلم انداخت،اونکه صاحب دلم بود
منو دوس داشت ولی انگار،اندازش یه ذره کم بود
از همون نگاه اول،آرزوی آخرم شد
حس خوب داشتن اون،عاشقونه باورم شد

 ================================================

خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم...
بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد...
خسته شدم بس که تنها دویدم...
اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن...
می خواهم با تو گریه کنم ...
خسته شدم بس که...
تنها گریه کردم...
می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...
خسته شدم بس که تنها ایستادم

====================================================

باید فراموشت کنم / چندیست تمرین می کنم / من می توانم ! می شود ! / آرام تلقین می کنم /حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....تا بعد، بهتر می شود .... / فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم /من می پذیرم رفته ای / و بر نمی گردی همین ! / خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم / کم کم ز یادم می روی / این روزگار و رسم اوست ! / این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم.

========================================================

قطار می رود....تو می روی..... تمام ایستگاه می رود............
و من چقدر ساده ام که سالهای سال ،در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام
و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام!!(قیصرامین پور)

===================================================

می دونی دل عاشق در مقابل دل معشوق بی دل ، مثل چیه ؟
دل عاشق مثل یه لامپ مهتابی سوخته است .
دلتو می اندازی زمین . جلوی پای دلبرت . می بینتش . سفیدی و پاکیشو . میبینه چقدر ظریفه. می بینه که فقط واسه اونه که می تپه .
فکر میکنین معشوق بی دل چی کار می کنه ؟
میاد جلو . جلو و جلوتر . به دل عاشقش نگاه می کنه . یه قدم جلوتر میذاره .
پاشو میذاره روش . فشارش می ده و با نهایت خونسردی به صدای خرد شدن دل عاشقش گوش می ده .
می دونید فرق دل عاشق با اون لامپ مهتابی چیه ؟
دل عاشق میشکنه ، خرد می شه . نابود میشه . ولی آسیبی به پای معشوق بی دل نمی رسونه . پاشو نمی بره و زخمی نمی کنه . بلکه به کف پاهای قاتلش بوسه می زنه.

===============================================

شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست این دل با نگاهی سرد پرپر می شود با
خودم عهد بستم بار دیگر که تورا دیدم ... بگویم از تو دلگیرم ولی باز تو
را دیدم و گفتم : بی تو میمیرم

 ========================================================

ه حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر شعرم نشکفته خشکید !
به حرمت اشک ها و گریه های سوزناکم. نه تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی !
میبنی قصه به پایان رسیده است و من همچنان در خیال چشمان زیبای تو ام که ساده فریبم داد!
قصه به آخر رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم !

 =======================================================

اگه نیایی
می دونم آسمون رنگ چشای تو داره
می دونی شب مهتابی پیش تو کم می یاره
می دونم مرغهای ساحل واسه تو دم میزنن
می دونی شن های ساحل واسه تو جون میبازن
می دونم اگه بری همه اونا دق می کنن
می دونی بدون تو یه کنج غربت میمیرم
می دونم با رفتنت آرزوهام سراب میشه
می دونی اگه نیای بدون تو چه ها میشه
می دونم اگه بخوای می تونی باز تو بیای
تو بیای پا بزاری بازم روی دوتا چشام

 ===========================================================

کودک زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن. و یک چکاوک در مرغزار نغمه سر داد. کودک نشنید.او فریاد کشید: خدایا! با من حرف بزن صدای رعد و برق آمد. اما کودک گوش نکرد. او به دور و برش نگاه کرد و گفت خدایا! بگذار تو را ببینم ستاره ای درخشید. اما کودک ندید. او فریاد کشید خدایا! معجزه کن نوزادی چشم به جهان گشود. اما کودک نفهمید. او از سر ناامیدی گریه سر داد و گفت: خدایا به من دست بزن. بگذار بدانم کجایی.خدا پایین آمد و بر سر کودک دست کشید. اما کودک دنبال یک پروانه کرد. او هیچ درنیافت و از آنجا دور شد

==========================================================

جدایی درد بی درمان عشق است
جدایی حرف بی پایان عشق است
جدایی قصه های تلخ دارد
جدایی ناله های سخت دارد
جدایی شاه بی پایان عشق است
جدایی راز بی پایان عشق است
جدایی گریه وفریاد دارد
جدایی مرگ دارد درد دارد
خدایا دور کن درد جدایی
که بی زارم دگر از اشنایی

===============================================================

پیداست هنوز شقایق نشدی
زندانی زندان دقایق نشدی
وقتی که مرا از دل خود می رانی
یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی
زرد است که لبریز حقایق شده است
است که با درد موافق شده است تلخ
عاشق نشدی وگر نه می فهمیدی
پاییز بهاریست که عاشق شده است

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 20:2  توسط دنیا  | 

اس ام اس های حکیمانه

تحمل و بردباری بالاترین جرات و جسارت است. (پاستور)


پیش تمام دشمنان به نزدیکترین دشمن خود که زبان است توجه داشته باش. (سقراط)


کینه و تنفر را به کسانی واگذار کنید که نمیتوانند دوست بدارند.(ویکتور هوگو)


عشق، تنها مرضی است که بیمار از آن لذت می برد.(افلاطون)



یا چنان نمای که هستی، یا چنان باش که مینمایی. (بایزید بسطامی)




آنانکه نمی توانند خود را اداره کنند ناچار از اطاعت دیگرانند. (ویکتور هوگو)



دست هایی که کمک می رسانند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند.



تنها کسانی که ما را می رنجانند عزیزانی هستند که همیشه کوشیده ایم از ما نرنجند.



هرگاه احساس کردی که گناه کسی آنقدر بزرگ است که نمی توانی او را ببخشی،


بدان که اشکال در کوچکی قلب توست، نه در بزرگی گناه او.



امروز کسی باش که واقعا ً آرزو داری !


مهربان، با گذشت، انعطاف پذیر، مدد رسان...


رنج و نگرانی را کنار بگذار و به لحظات زندگی چنان ارزش بده که آرزو داری.


نیت، کلام، کردار و گفتارت را آرامش بده و اگر باورت نکردند، نهراس

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 20:1  توسط دنیا  | 

حرف عشق

همیشه میگفتن پیدا کردن یه دوست خوب خیلی سخته اما من باورم نمیشد تا اینکه تو رو دیدم که برای پیدا کردن من چه قدر زحمت کشیدی


 


عهد کردم اگر بوسه داد توبه کنم... بوسه ای داد؛ چو برداشت لب از روی لبم، توبه کردم که دگر توبه بی جا نکنم


 


mahi ghermezi hastam dar dele shishei to movazebe


ghalbet bash ke nashkane ke man mimiram


 


سلام من از اداره هواشناسی مزاحمتون میشم ، اینجا یه نفر دلش هواتونو کرده چه کار کنه


 


یکی محبت می کنه و یکی ناز می کنه !اونی که ناز می کنه همیشه محبت می بینه اما اونی که محبت می کنه همیشه تنهای تنهاست


 


شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت/ گفت ای عاشق دیوانه فراموش شوی/ سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد/ گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی


 


 


بدترین درد این نیست که.....................به اونی که دوستش داری نرسی بدترین درد این نیست که.....................عشقت بهت نارو بزنه بدترین درد اینه که..............................یکی رو دوست داشته باشی و اون ندونه


 


در خواب نازی بودم شبی.دیدم کسی در میزند.در را گشودم روی او.دیدم غم است در میزند.ای دوستان بی وفا.از غم بیاموزید وفا.غم با ان همه بیگانگی هر شب به من سر میزند


 


همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند...به جز مداد سفید...هیچ کسی به او کار نمی داد...همه می گفتند:{تو به هیچ دردی نمی خوری}...یک شب که مداد رنگی ها...توی سیاهی کاغذ گم شده بودند...مداد سفید تا صبح کار کرد...ماه کشید...مهتاب کشید...و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توی جعبه ی مداد رنگی...جای خالی او...با هیچ رنگی پر نشد


 


نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم: درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کناربیدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی


 


 بوسه اسم است چون عمومی است بوسه فعل است چون هم لازم است هم متعدی بوسه حرف تعجب است چون اگر ناگهانی باشد طرف مقابل را مات و مهبوت میکند بوسه ضمیر است چون از قید انسان خارج نیست بوسه حرف ربط است چون 2 نفر را به هم متصل میکند


 


 


اگر قرار باشه ظرف 24 ساعت دنیا به پایان برسه تموم خط های تلفن و تالارهای گفتگو و ایمیل ها اشغال میشه. پر میشه از کلمه های (( از اینکه رنجوندمت پشیمونم من رو ببخش یا تو را عاشقانه می پرستم یا مراقب خودت باش )) اما بین این همه پیام یکی از همه تکون دهنده تره (( همیشه عاشقت بودم ولی هیچوقت بهت نگفتم )) پس عشق و محبت را تقدیم آنکه دوستش داریم کنیم شاید فردایی دگر هرگز نباشد


 


 


سه جمله ی زیبا : 1) اگر اولش به فکر آخرش نباشی آخرش به فکر اولش می افتی . 2) لذتی که در فراغ هست در وصال نیست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بیم فراغ . 3) آغاز کسی باش که پایان تو باشد


 


شکسپیر می گه غرورتو به خاطر کسی که دوستش داری بشکن ولی دل کسی رو به خاطر غرورت نشکن


 


 


سرنوشت سه دفعه بهت دروغ میگه؟ اولین بار وقتی به دنیات میاره دومین بار وقتی عاشقت میکنه سومین بار هم زندگی رو ازت میگیره تا بفهمی همش خواب بود و بس


 


مثل یه گل رز به اب نیاز داره مثل فصول سال که به تغییر نیاز دارن مثل یه شاعرکه به قلم نیاز داره من به تو نیاز دارم


...


 


تو را به یاد آن روز...... تو را به گلبرگ های خشک آن رز خشکیده....... تو را به روز اول بار دیدنت.........تو را به اولین نگاه عاشقانه....... تو را به یاد بارون روز نیامدنت..... تو را به تنهایی روز رفتنت


 


بزرگترین گناه: سکوت... بزرگترین شجاعت: بگویی دوستت دارم... بزرگترین سرمایه: دوست... بزرگترین اسرار: صداقت... بزرگترین افتخار: عاشق شدن... بزرگترین هنرعاشق ماند


 


قسمت نمیشه انگار دست تو رو بگیرم برای آخرین بار برای تو بمیرم گریه نکن که اشکات برای من یه درده تحمل غم تو منو دیوونه کرده هیشکی مثه من تو رو دوست نداره اینو از تو چشام می‌تونی بخونـــی تو بودی جونم و عمرم و کسی که می‌خواستم و قسم راستم و کی می‌خوای بدونــــی ؟!! واسه‌ی عشق تو همه چی دادم و به جز غرورم رو که اونم رفته به بـــــــــاد بود و نبودم و همه‌ وجودم رو واسه تو دادم و تو میگی منو نمی‌خــــوای


 


 


 


زندگی مثل پیانو است ، دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی ها . اما زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی


 


 


ye doone dooset daram chon yedooneyii.. .2ta dooset daram chon


2vomit voojood nadare...100ta dooset daram chon 100sale dige ham begardam goli mesle to


peyda nemikonam... ..!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 19:59  توسط دنیا  | 

عشقولی

گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم
گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند
گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم

------------------------------

رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود
با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی
و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند
و...و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی
به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد
وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید
بانوی دریای من...
کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت
کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 19:57  توسط دنیا  | 

جملات عارفانه وعاشقانه

دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!

شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد. بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از چیدن روی گونه هایت می کارم تا بدانی ای خوبم دوستت دارم

نور دلیل تاریکی بود و سکوت دلیل خلوت، تنها عشق بی دلیل بود که تو دلیل آن شدی

عشق کنار هم ایستادن زیر باران نیست...!!! عشق این است که یکی برای دیگری چتر شود و دیگری هرگز نفهمد چرا خیس نشد

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شیشه ی عمرمن است بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموی توست اما ریشه ی عمر من است

فکر می کردیم عاشقی هم بچگیست ... اما حیف این تازه اول یک زندگیست
زندگی چیزیست شبیه یک حباب ... عشق آبادیه زیبایی در سراب
فاصله با آرزو های ما چه کرد ... کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد !!!

یه سنگ کافیست برای شکستن یه شیشه! یه جمله کافیست برای شکستن یه قلب! یه ثانیه کافیست برای عاشق شدن! یه دوست مثل تو کافیست برای تمام زندگی

اگه یک روز فکر کردی نبودن یه کسی بهتر از بودنش چشمات و ببند و اون لحظه ای که اون کنارت نباشه و به خاطر بیار اگه چشمات خیس شد بدون داری به خودت دروغ میگی و هنوز دوستش داری


ویلیام شکسپیر میگه : زمانی که فکر می کنی تو 7 تا آسمون 1 ستاره هم نداری یکی یه گوشه دنیا هست که واسه دیدنت لحظه شماری می کنه...
به دریا شکوه بردم از شب دشت، وز این عمری که تلخ تلخ بگذشت، به هر موجی که می گفتم غم خویش؛ سری میزد به سنگ و باز می گشت .!

.پازل دل یکی رو بهم ریختن هنر نیست ..... هر وقت با تیکه های شکسته ی دل یک نفر یک پازل دل جدید براش ساختی هنر کردی

من غروب عشق خود را در نگاهت دیده ام.... من بنای ارزو ها را زهم پاشیده ام.... آنچه باید من بفهمم این زمان فهمیده ام.... در دل خود من به عشق پوچ تو خندیده ام

فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست


خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد:
او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد.
او میگوید نه و چیز بهتری به تو می دهد.
او می گوید صبر کن و بهترین را به تو می دهد

در اندرون همه ما خزانه‌ای بیکران از عشق و شادمانی و نعمت هست که می‌تواند آنچه را که در آرزوی آنیم، برایمان فراهم کند


دوست خوب داشتن بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از با هر کس بودن است


اگر بدانم که خواب تو را بیشتر خواهم دید برای همیشه دیدن تو هرگز بیدار نمی شوم
اگر بدانم که مردگان تو را بیشتر خواهند دید برای همیشه دیدن تو قید زنده بودن راخواهم زد
عشق بها دارد ... من و تو بودیم و یک دریا عشق ، حالا من هستم یک دنیا اشک ... آری ... عشق بها دارد !!!

آره زندگیم همینه !دیگه چاره ای ندارم !صبح تا شب این شده کارم یا تو باشی و بخندم یا نباشی و ببارم

چه زیباست بخاطر تو زیستن وبرای تو ماندن وبه پای تو سوختن وچه تلخ وغم انگیز است دور از تو بودن برای تو گریستن وبه عشق ودنیای تو نرسیدن ای کاش میدانستی بدون تو وبه دور از دستهای مهربانت زندگی چه ناشکیباست

می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم

دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
ُ
شنیدم که شمشیر یکی را دوتا می کند بنازم به شمشیرعشق که دوتا رایکی می کند .

آنگاه که ضربه های تیشه زندگی را بر ریشه آرزوهایت حس میکنی؛ به خاطر بیاور که زیبایی شهاب ها از شکستن قلب ستارگان است

ما همیشه صداهای بلند را میشنویم، پررنگ ها را میبینیم، سخت ها را میخواهیم. غافل ازینکه خوبها آسان میآیند، بی رنگ می مانند و بی صدا می روند

دلیل آفرینش انسان عشق بود وخدا انسان را عشق افرید چون عشق بود و در قلب انسان عشق را نهاد تا عشق شود پس باید قدر ایننعمت الهی (قدرت عشق) را دانست

گویند لحظه ایست روییدن عشق آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد

خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان باید از جان گذرد هر که شود همدمشان روزی که سرشتند ز گٍل پیکرشان سنگی اندر گٍلشان بود و همان شد دلشان

فریاد من از داغ توست ...... بیهوده خاموشم مکن ...... حالا که یادت میکنم ...... دیگر فراموشم مکن ...... همرنگ دریا کن مرا ...... یکبار معنا کن مرا
دوست دارم تو سیب باشی و من چاقو پوستتو بکنم می دونی چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سیب رو بکنه باید همش دورش بگرده

می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم

زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم،تو نیز به من آموختی که چگونه دوستت بدارم اما به من نیاموختی چگونه !؟

در عرض یک دقیقه می شه یک نفر رو خرد کرد... در یک ساعت می شه یک نفر رو دوست داشت و در یک روز فقط یک روز می شه عاشق شد ولی یک عمر طول می کشه تا کسی رو فراموش کرد [-o<

من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو می نویسم: درعصرهای انتظار،به حوالی بی کسی قدم بگذار! خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو! کلبه ی غریبی ام را پیدا کن، کناربیدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهای رنگی ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را کنار بزن! مرا می یابی

اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند

رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران می ماند

دو نفر که همدیگر را خیلی دوست داشتند و یک لحظه نمی توانستند از هم جدا باشند، با خواندن یک جمله معـــروف از هــم جـــدا می شــوند تا یکدیگر رو امتحان کنند و هــر کــدام در انتظار دیگــری همدیگر را نمی بینند. چون هر دو به صورت اتفاقی و به جمله معروف ویلیام شکسپیر بر می خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال تو است و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده »

به دنیایی که نامردان عصا از کور می دزدند ... من از خوش باوری آنجا محبت جستجو کردم ...

اگه یه روز شاد بودی آروم بخند تا غم بیدار نشه و اگه یه روز غمگین شدی آروم گریه کن تا شادی نا امید نشه !

می خواستم اسمتو روی سینه ام خال کوبی کنم! اما ترسیدم که صدای قلبم تورو اذیت کنه...

چشمهای تو مثل دریاست... اجازه میدی جورابامو توش بشورم؟

عاشقت گشتم تو گفتی عاشقان دیوانه اند! عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای

امروز روز ملی گلهاست روزت مبارک .... اینو برای همه ی گلهای دنیا که عطرشون رو دوست داری بفرست

چشماتو دایورت کردی رو قلبم خیالی نیست حداقل از رو ویبره درش بیار تا اینقدر دلمو نلرزونه

عشق مثل آب میمونه.....که میتونی توی دستت قایمش کنی..آخرش یه روز دستت رو باز میکنی میبینی نیست... قطره قطره چکیده بی انکه بفهمی.. اما دستت پر از خاطره است

تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

عشقم را نثار تو کردم...اما نپذیرفتی. عشقم را به تو هدیه کردم آن را دور انداختی، زندگیم را وقف تو کردم اما در کنارم نماندی، کاش روزی آن را برگردانی!

من یاد گرفته ام: مهم نیست که در زندگی چه داری، بلکه مهم اینست که چه کسی را داری.

زندگی را دور بزن و آن گاه که بر تارک بلند ترین قله ها رسیدی، لبخند خود را نثار تمام سنگریزه هایی کن که پایت را خراشیدند.

اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند... بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز.

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

عشق رو میشه تو دستای خسته پدر دید .... و توی نگاه نگران مادر ... نه تو دستای منتظر یه غریبه میشه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 19:55  توسط دنیا  | 

زیباترین جملات عاشقانه

رفتی خاطره های تو نشسته تو خیالم بی تو من اسیر دست آرزوهای محالم یاد من نبودی اما، من به یاد تو شکستم غیر تو که دوری از من ، دل به هیچ کسی نبستم یاد من باش تا بتونم، همیشه برات بخونم بی تو وعطر تن تو، یه چراغ نیمه جونم



هفت شهر عشق شهر اول: نگاه و دلربایی شهر دوم: دیدار و آشنایی شهر سوم: روزهای شیرین و طلایی شهر چهارم: بهانه،فکر،جدایی شهر پنجم: بی وفایی شهر ششم: دوری و بی اعتنایی شهر هفتم: اشک،آه،تنهایی


عشق نخستین بینش را نسبت به ابدیت به تو هدیه می دهد. عشق نخستین آزمونی است که زمان را به فراسو می برد. این گونه است که عاشقان هرگز از مرگ نمی هراسند. عشق مرگ نمی شناسد...


یه روز عشق و دیوونگی و محبت و فضولی داشتن با هم قایم باشک بازی می کردن نوبت به دیوونگی که رسید همه را پیدا کرد اما هر چه گشت از عشق خبری نبود فضولی متوجه شد که عشق پشت یه بوته گل سرخ قایم شده دیوونگی رو خبر کرد و دیوونگی یه خار بزرگ برداشت و در بوته ی گل سرخ فرو کرد صدای فریاد عشق بلند شد وقتی به سراغش رفتند دیدند چشماش کور شده و دیوونگی که خودشو مقصر می دونست تصمیم گرفت که همیشه عشقو همراهی کنه و از اون به بعد دیوونگی شد عصای عشق


میمیرم مرا در تابوت سیاهی بگزارید تا همه بدانند در تاریکی به سر می برده ام دستهایم را از تابوت بیرون بگزارید تا همه بدانند به آنچه می خواستم نرسیدم چشمهایم را باز بگزارید تا همه بدانند چشم انتظار از دنیا رفته ام روی قبرم تکه یخی بگزارید تا مثل باران برایم اشک ریزد و روی سنگ قبرم چیزی ننویسید تا همه فراموشم کنند...


**کاشکی مانیتورت بودم همیشه رخ به رخت بودم...... کاشکی که کیبورتت همیشه زیر انگشتات بودم.......کاشکی که هدفونت بودم همیشه در گوشت بودم .......کاشکی که موست بودم همیشه تو مشتت بودم .. ....کاشکی پسووردت بودم همیشه توی فکرت بودم


 گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست/ بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست/ گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن/ گفتی باید بروم حوصله ای نیست/ پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف/ رفتی تو و دیگر اثر از چلچله ای نیست/ گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت/ جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست/ رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت/ بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست.


 یادت باشه اگه شبی رفتی ستاره بیاری قلبتو وقت اومدن توآسمون جانذاری نری یه وقت پیداکنی توآسمون ستاره ای یه وقت باچشمات نبینم یه چشمکی اشاره ای یه وقت نبینم خودت هم مثل ستارها شدی ستاره ای رودیدی و...روزوشب ازخود بیخودی این زمینم واسه خودش یه آسمونه رنگیه آسمون این پایینا پرازستاره سنگیه یه وقت ازاین ستارهاگول نخوری ماه شبم آخه برای داشتنت همیشه درتاب وتبم می ترسم ازدستت بدم اگه بری به آسمون بی خیال ستاره شو پیش من خاکی بمون


 کاش آدما عاشق نمیشدن کاش بین عاشقا فاصله نبود کاش بین عشاق جدایی نبود کاش هیچ عشقی نمیره کاش عشق همه پاک باشه کاش کاش کاش........ خدایا میشه این آرزوها به حقیقت تبدیل بشه؟ تو میتونی پس دل هیچ عاشقی رو نشکن. تو تنهایی میدونی تنها بودن چقدر سخته


عشق یعنی شاعری دلسوخته عشق یعنی آتشی افروخته عشق یعنی با گلی گفتن سخن عشق یعنی خون لاله بر چمن عشق یعنی شعله برخرمن زدن عشق یعنی رسم دل بر هم زدن عشق یعنی یک تیمم، یک نماز عشق یعنی عالمی رازو نیاز عشق یعنی با پرستو پر زدن عشق یعنی آب بر آذر زدن عشق یعنی چون محمد پا به راه عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه عشق یعنی بیستون کندن به دست عشق یعنی زاهد اما بت پرست عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و دریا شدن عشق یعنی یک شقایق غرق خون عشق یعنی درد و محنت در درون عشق یعنــی
دیده بر در دوختن عشق یعنی در فراقش سوختن عشق یعنی قطعه شعر ناتمام عشق یعنی بهترین حسن ختام


 ای که می پرسی نشان عشق چیست عشق چیزی جز ظهور مهر نیست..... عشق یعنی مهر بی چون و چرا ؛ عشق یعنی کوشش بی ادعا ..... عشق یعنی مهر بی اما اگر ؛ عشق یعنی رفتن با پای سر ..... عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست ؛ عشق یعنی جان من قربان اوست ..... عشق یعنی خواندن از چشمان او ؛ حرفهای دل بدون گفتگو ..... عشق یعنی عاشق بی زحمتی ؛ عشق یعنی بوسه بی شهوتی ..... عشق ، یار مهربان زندگی ؛ بادبان و نردبان زندگی ..... عشق یعنی دشت گلکاری شده ؛ در کویری چشمه ای جاری شده ..... یک شقایق در میان دشت خار ؛ باور امکان با یک گل بهار


عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی با جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن عشق یعنی رازقی ، یعنی نسیم عشق یعنی مست گشتن از شمیم عشق یعنی آفتاب بی غروب عشق یعنی آسمان ، یعنی فروغ عشق یعنی آرزو ، یعنی امید عشق یعنی روشنی ، یعنی سپیدعشق یعنی غوطه خوردن بین موج عشق یعنی رد شدن از مرز اوج عشق یعنی از سپیده تا سحر عشق یعنی پا نهادن در خطر عشق یعنی لحظه دیدار یار عشق یعنی دست در دست نگار عشق یعنی عقل شد مدهوش تو عشق یعنی مست در آغوش تو عشق یعنی لحظه های بی قرار عشق یعنی صبر ، یعنی انتظار عشق یعنی اشتیاق و اضطراب عشق یعنی دلهره ، یعنی شتاب عشق یعنی اشک ، یعنی عاطفه عشق یعنی یادگاری خاطره
**عشق یعنی لایق مریم شدن عشق یعنی با خدا همدم شدن عشق یعنی جام لبریز از شراب عشق یعنی تشنگی ، یعنی سراب عشق یعنی خواستن ، له له زدن عشق یعنی سوختن ، پر پر زدن عشق یعنی سالهای عمر سخت عشق یعنی زهر شیرین ، بخت تلخ عشق یعنی با "خدایا" ساختن عشق یعنی چون همیشه "باختن"


 در میان همه گل گشتم و عاشق نشدم در عجب بودم که تورا دیدم و دیوانه شدم تا کجا باید سفر کرد تا به کی باید دوید از کجا باید گذر کرد تا به شهر تو رسید گفتی که طبیب دل هر بیماری پس طبیب دل من باش که بیمار توءم گر همسفر عشق شدی مردسفر باش هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش


گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم/ گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو/ گفتم این روی فرشتست عجب یا بشر است/ گفت این غیر فرشتست و بشر هیچ مگو/ گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد/ گفت می باش چنین زیر و زبر هیچ مگو


همیشه از نگاه تو با تو عبور می کنم از این که عاشق توام حس غرور می کنم دوباره با سلام تو تازه تازه می شوم با نفس ساده تو غرق ترانه می شوم با تو ستاره میشوم ......... از سایه های ملتهب همیشه می گریختم با رفتن تو هر نفس بغض دوباره میشوم ناجی شام شوکران; با دل عاشقم بمان به حرمت حضور تو چون تو یگانه میشوم خانه به خانه دیدمت همچو فسانه دیدمت با تو ستاره میشوم
**عشق چیست؟ 3 ثانیه نگاه، 3 دقیقه خنده، 3 ساعت صفا، 3 روز آشنایی، 3 هفته وفاداری، 3 ماه بیقراری، 3 سال انتظار، 30 سال پشیمانی!


**به سلامتی دیوار، چون که هر مرد و نامردی بهش تکیه میکنن! به سلامتی کلاغ نه برای سیاهیش، برای یک رنگیش، به سلامتی کرم خاکی، نه برای کرم بودنش، برای خاکی بودنش، به سلامتی گاو، چون نگفت من، گفت ما! و به سلامتی ما، که دوست داشتن یادمون نرفته!


 گفتگوی ماه و نابینا: نابینا گفت: دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمی بینی چطوری دوستم داری نابینا گفت اگه می دیدمت عاشق زیباییت می شدم اما الان که نمی بینمت عاشق خودت هستم.


چشمان خسته ات ، آرام و بی صداست گویی ز راز تو، آگه فقط خداست ناگفته های تو، در سینه ات نهان اما سکوت تو، گویای صد بیان آن گونه های تو ، دشت شقایق است شرح سکوت تو، نشر حقایق است تنهایی و غریب ، در بزم بی کسان رنجیده سینه ات ، از ظلم ناکسان گر چه تبسمی ، بر لب نشانده ای در پشت خنده ات ، دل خسته مانده ای


بابا کجایی؟ نیستی؟ توریستی؟ امپریالیستی؟کمونیستی؟ فاشیستی؟دموکراتیستی؟ خدایی نکرده مریض که نیستی؟راستی هرجا هستی و هرکی هستی بیسته بیستی


در وجودم چیزی هست که تو را نجوا می کند ... و تنها عشق مرا رها می کند ... و نور آن نگاهی ست که تو به من روا می کنی ... پس عشق و نور را از من دریغ نکن و بر من بتاب که بی عشق تو ؛ بی نگاه تو ؛ بی تو رو به غروب رهسپارم.... مرا به طلوعی دیگر برسان


وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت، من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد ، من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی او تمام شد من آغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن. مثل تنها زندگی کردن . مثل تنها مردن...


*هرگاه یک مسیحی می میرد بر سر مزارش صلیبی می آویزند تا همه بدانند آنجا گوری است تو هم بر گردنت صلیبی بیاویز تا همه بدانند سینه ی تو گورستان مــن است...


 وقتی بارون نگاهت رو به نگاهم ریختی؛‌دلم زنده شد. وقتی با دلت قدم به دلم گذاشتی؛ زلزله‌ی شدیدی رو توی دلم حس کردم . وقتی اومدی؛ تموم تنهاییهام رو با خودت بردی. از همون اول می دونستم اومدی که توی قلبم بمونی..... برای همیشه پس ای نازنین ! ‌ای تنها مونس ! ای عشق : بمون تا بتونم بمونم .


 بنوش به سلامتیه هر چی عاشقه تو این دنیاست: به سلامتی گاو چون نگفت من گفت ما. به سلامتی کرم خاکی به خاطر خاکی بودنش بسلامتی خیار به خاطر یارش به سلامتی شلغم به خاطر اون غمش به سلامتی کلاغ هر چند که سیاهه ولی عوضش یه رنگه به سلامتی دیوار که هر مرد و نامردی بهش تکیه میده به سلامتی شمع که حرف نمیزنه عمل میکنه و تا آخرش به پات میسوزه به سلامتی خودت و خودم که مدتهاست دوستیم و همدیگرو ایگنور نمیکنیم که هیچ خیلی هم با هم مهربونیم


 وقتی کسی نیست که به دادت برسه پس داد نزن، سکوت کن، شاید از سکوتت همه بفهمن که چه قدر درد و رنج توی وجودت انباشته شده، فریاد دردت رو دوا نمیکنه، اما سکوت شاید نتونه دردتو از بین ببره اما میتونه خیلی راحت تو را از این دنیای مسخره نجات بده


خداوند یک زندگی به تو داده که آنرا زندگی کنید ، خود انگیخته و بدون الگو آنرا زندگی کن. برده و مقلد نباش. خودت را دوست بدار، به خودت احترام بگذار و سعی کن همانطور که احساس میکنی زندگی کنی. و حتی اگر شکست بخوری ، راضی خواهی بود و با تقلید از دیگری ، حتی اگر پیروز شوی، در درون خالی خواهی بود و پوشالی


روزی که عشق وارد خانه قلبم شد او را نشناختم، مدتی طول کشید تا با او آشنا شدم ، از او خوشم آمده بود ، خواستم به او بگویم برای همیشه در خانه قلب من بمان اما قبل از این که من به او بگویم ، به من گفت آمده ام برای همیشه اینجا بمانم


توی ساحل روی شنها قایقی به گل نشسته یکی با چشمای گریون گوشه ای تنها نشسته نگاه پر اضطرابش به افق به بینهایت ساکته اما تو قلبش داره یک دنیا شکایت توچشاش حلقه اشکه توی قلبش غم دنیا منتظر به راه یاره تا بیاد امروز و فردا باورش نمیشه عشقش همه دنیاش زیر آبه تنها مونده توی ساحل زندگی براش عذابه


اگر قرار باشه ظرف 24 ساعت دنیا به پایان برسه تموم خط های تلفن و تالارهای گفتگو و ایمیل ها اشغال میشه. پر میشه از کلمه های (( از اینکه رنجوندمت پشیمونم من رو ببخش یا تو را عاشقانه می پرستم یا مراقب خودت باش )) اما بین این همه پیام یکی از همه تکون دهنده تره (( همیشه عاشقت بودم ولی هیچوقت بهت نگفتم )) پس عشق و محبت را تقدیم آنکه دوستش داریم کنیم شاید فردایی دگر هرگز نباشد


بفرستین: 1-مرام فقط مرام گاو چون نگفت من گفت ما 2- صفا فقط صفای مورچه که هر وقت گریه کرد هیچکس اشکش ندید 3- رفیق فقط کلاغ نه بخاطر سیاهیش به خاطر یه رنگیش 4- معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطر کرم بودنش به خاطر خاکی بودنش 5- یه رنگی فقط یه رنگی دیوار که هرچی مردو نا مرده بهش تکیه میدن 6- نامردا رو خیلی دوست دارم چون اگه نباشن مردا مشخص نمی شن


 اگه تورو خواستن اشتباهه اگه باتوبودن اشتباهه اگه عاشق توبودن اشتباهه اگه واسه تومردن اشتباهه پس توبهترین و قشنگترین اشتباه زندگی من هستی

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 19:52  توسط دنیا  | 

جملات عاشقانه

رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
اگر شبی فانوس نفسهای من خاموش شد ، اگر به حجله آشنایی ، برخوردی وعده ای به تو گفتند ، کبوترت در حسرت پرکشیدن پر پر زد ! تو حرفشان راباورنکن ! تمام این سالها کنارمن بودی ! کنار دلتنگی دفاترم ! درگلدان چینی
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
دوست داشتن همیشه گـــفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــریبه ! این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکد یگــرنگــــاه کنیم
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
آنجه را که دوست داری بدست آور وگرنه مجبور میشوی آنجه را که دوست نداری تحمل کنی . همیشه باور داشته باش که خدا تو را فراموش نمی کند حتی اگر تو او را فراموش کرده باشی
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
نگاهت را به کسی دوز که قلبش برای تو بتپه چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگی را درک کرده باشه سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپشهای قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه رویایت رو با چهره ی کسی تصویر کن که زیبایی را احساس کرده باشه چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشه اما عاشق کسی باش که تک تک سلولهای بدنش تقدس عشق را درک کند
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
میشه مثل یه قطره اشک بعضیا رو از چشمت بندازی .... ولی هیچ وقت نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بازیا از چشمت جاری میشه -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
بعضی ها وقتی کاری داشته باشند دوستت هستند بعضی ها وقتی گیر می کنند دوستت هستند بعضی ها نیستند و وقتی هم هستند بهتر است نباشند بعضی ها نیستند و ادای بودن در می آورند بعضی ها در عین بودن هرگز نیستند بعضی های دیگر هم به طور کلی هستند ولی آدم نیستند آنهای دیگری هم که آدم هستند نیستند
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم... بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد... خسته شدم بس که تنها دویدم... اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن... می خواهم با تو گریه کنم ... خسته شدم بس که... تنها گریه کردم... می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...خسته شدم بس که تنها ایستادم
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
عشق با حسرت دیدار تو بودن زیباست
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
یک نفر ..... یک جایی..... تمام رویاهاش لبخند توست و زمانی که به تو فکر می‌کنه احساس می‌کنه که زندگی واقعا با ارزشه پس هرگاه احساس تنهایی کردی این حقیقت رو به خاطر داشته باش یک نفر ..... یک جایی..... در حال فکر کردن به توست -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
خدا به تو دو تا پا داد تا با آنها راه بروی. دو تا دست داد تا نگه داری. دو گوش برای شنیدن و دو چشم برای دیدن داد ولی چرا فقط یک قلب به تو داد؟ چون قلب دوم تو رو به کس دیگری داد تا تو آن را پیدا کنی
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
باز هم غم عشق و ناله جدایی در من فغان کردنمی دانم آیا آب عشقی پیدا خواهد شدکه این آتش را در من خاموش کندگر این آب پیدا نشد این آتش در من چه خواهد کردمرا خواهد سوزاندولی من از خدا می خواهم که این آتش آتش عشق تو باشدخدایا! ما اگر بد کنیم،تو را بنده های خوب بسیار است، تو اگر مدارا نکنی ما را خدای دیگر کجاست ؟
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
خوشبختی بر سه ستون استوار است: فراموش کردن غم های گذشته، فراموش نکردن عبرت های گذشته، غنیمت شمردن حال و امیدوار بودن به آینده
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
مهم این نیست که قطره باشی یا اقیانوس، مهم این است که آسمان در تو منعکس شود.
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
لازمه ی خوشبختی جذب کردن چیزهای تازه نیست، بلکه حذف کردن افکار کهنه است، افکاری که به هیچ دردی نمی خورند.
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
زندگی هنر نقاشی کردن است بدون استفاده از پاک کن سعی کن همیشه طوری زندگی کنی که وقتی به گذشته برمیگردی نیازی به پاک کن نداشته باشی.
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
اگه تو خدا را فراموش کردی این رو بدون اون هرگز تو رو فرا موش نمی کنه چون دوست داره
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
خوشبختی و بدبختی برای یه مرد شجاع مثل دست راست و چپش می مونه . اون هر دوشونو به کار می‌بره
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
مردم به همان اندازه خوشبخت اند که خودشان تصمیم میگیرند. خوشبختی به سراغ کسی میرود که فرصت اندیشیدن در مورد بدبختی را نداشته باشد. دریا باش که اگر کسی سنگی به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوی
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
اگر نماز گزار بداند که چقدر از رحمت الهی او را فرا گرفته هرگز سر از سجده بر نمی دارد... بسیج قزوین -+-+-+-+-+-+-+-+-+-
چه بسا اشخاصی که تنها با طنین کلنگ گورکن از خواب غفلت بیدار می شوند. ناپلون بناپارت
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
عشق را دوست دارم ولی نه در قفسبوس را دوست دارم نه در هوستو را دوست دارم تا آخرین نفس
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 19:51  توسط دنیا  | 

جملاتی از بزرگان جهان

جملاتی از بزرگان جهان همچون:

برنارد شاو - تولوستوی - انیشتین - گوته - دوما و...

مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست‌آورید وگرنه ناچارخواهید بود چیزهایی را که بدست آورده‌اید دوست داشته‌باشید (جرج برنارد شاو)

فرق انسان و سگ در آنست که اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت.(تولستوی)

اگر می‌خواهید در زندگی دوستان وفادار و یاران غمخوار داشته‌باشید، کم و خیلی دیر با مردم دوست شوید .(هرشل)

دوست داشتن کسانی که دوستمان می‌دارند کار بزرگی نیست، مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند، دوست بداریم ...(حضرت عیسی مسیح)

هیچ چیز در زندگی شیرین تر از این نیست که کسی انسان را دوست بدارد. من در زندگانی خود هر وقت فهمیده ام که مورد محبت کسی هستم, مثل این بوده است که دست خداوند اعلام را بر شانه خویش احساس کرده ام...(چارلز مورگان)

از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها آنهایی که با خود چتر به همراه می برند به کار خود ایمان دارند (آنتوان چخف)


هیچ کس نمی تواند ما را بهتر از خودمان فریب دهد . (گوته)

انسان ها شکست نمیخورند بلکه تنها تلاش کردن شان را متوقف می سازند(ارنست همینگوی)

کسی که تا به حال عمل اشتباهی انجام نداده ، هیچ کار تازه ای انجام نداده است . (آلبرت انیشتن)

در کنجکاوی همانقدر لذت نهفته است که در تمام خواستن های شدید
لذت دانستن و کنجکاوی انقدر است که زندگی خیلی از کنجکاوان را به باد داده است.(الکساندر دوما)

در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد. (آلبرت انیشتین)

ود را بباز تا خود را بیابی ... (فیلسوف معاصر هندی)

در زندگی انسان چیزی به زیبایی دوست داشتن نمی رسد. (ژرژساند)

دوست داشتن کسانی که دوستمان می‌دارند کار بزرگی نیست، مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند، دوست بداریم ...(حضرت عیسی مسیح)

هیچ چیز در زندگی شیرین تر از این نیست که کسی انسان را دوست بدارد. من در زندگانی خود هر وقت فهمیده ام که مورد محبت کسی هستم, مثل این بوده است که دست خداوند اعلام را بر شانه خویش احساس کرده ام...(چارلز مورگان)

از میان کسانی که برای دعای باران به تپه ها می روند تنها آنهایی که با خود چتر به همراه می برند به کار خود ایمان دارند (آنتوان چیکف)

هیچ کس نمی تواند ما را بهتر از خودمان فریب دهد . (گوته)

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 19:49  توسط دنیا  | 

دوستت ندارم به اندازه ی اقیانوس، . چون یه روز به آخرش میرسی . دوستت ندارم به اندازی خورشید، . چون غروب میکنه . دوستت دارم . به اندازی روت که هیچوقت کم نمیشه


گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم

=======================

برای آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنیم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو

=======================

عشق یعنی خون دل یعنی جفا عشق یعنی درد و دل یعنی صفا عشق یعنی یک شهاب و یک سراب عشق یعنی یک سلام و یک جواب عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز عشق یعنی عالمی راز و نیاز

=======================

به روی گونه تابیدی و رفتی مرا با عشق سنجیدی و رفتی تمام هستی ام نیلوفری بود تو هستی مرا چیدی و رفتی

=======================

نفرین به اون کسایی که روی دلا پا می ذارن تا که می بینن عاشقی میرن و تنهات می ذارن نفرین به آدمایی که تو سینه ها دل ندارن عاشق عاشق کشین ، رحم و مروت ندارن

=======================

روی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم

=======================

آفرینش روز و شب، زیبایی زمین و کهکشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاکی از وجود پروردگار یکتاست، پس از او اطاعت می کنیم، چون او معین کرده که مرگ آغاز جاودانه هاست.

=======================
می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم

=====================

خواب ناز بودم شبی.... دیدیم کسی در میزند.... در را گشودم روی او ...دیدم غم است در می زند... ای دوستان بی وفا...از غم بیاموزید وفا..غم با آن همه بیگانگی..... هر شب به من سر می زند

======================

هزار دستگاه ریو، صد دستگاه آپارتمان، هزار سکه طلا و میلیاردها ریال اسکناس دو هزارتومانی فدای یه تار موی گلی مثل تو

======================

هرگاه دلت هوایم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند


بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم

=======================

خوشبختی مثل یه پروانه است . وقتی دنبالش می‌دوی پرواز می‌کنه اما وقتی وایسی میاد رو سرت میشینه

=======================

من همه ی قصه هام قصه ی توست اگه غمگینه اونم از غصه ی توست

=======================

سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی که ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .پس ای دوست بشنو صدای دلتنگی مرا

=======================

تو بارانی من باران پرستم تودریایی من امواج تو هستم اگرروزی بپرسی باز گویم: تو من هستی و من نقش تو هستم

=======================

طبق قانون بقای شادی هیچ شادی از بین نمیره؛ بلکه فقط از دلی به دلی دیگه جابه جا می‌شه

=======================

اگرکسی واقعا کسی رو دوست داشته باشد بیشتر از اینکه بهت بگه دوست دارم میگه مواظب خودت باش...پس مواظب خودت باش

=======================

وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن

=======================

عیب جامعه این است که همه می خواهند آدم مهمی باشند و هیچ کس نمی خواهد فرد مفیدی باشد

=======================

ای عشق، شکسته ایم، مشکن ما را/ اینگونه به خاک ره میفکن ما را/ ما در تو به چشم دوستی می بینیم/ ای دوست مبین به چشم دشمن ما را

رسم زمونه : تو چشم میذاری من قایم میشم .........اما تو یکی دیگه رو پیدا میکنی

======================

تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست

======================

عشق کلید شهر قلب است به شرط آنکه قفل دلت هرز نباشد که با هر کلیدی باز شود

======================

مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم

======================
می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی

=====================

غیر از غم عشق تو ندارم , غم دیگر شادم که جز این نیست مرا همدم دیگر

=====================

زدرد عشق توبا کس حکایتی که نکردم چرا جفای تو کم شد؟شکایتی که نکردم !!!

=====================

گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو گر هست بگو نیست بگو راست بگو

=====================

گر نرخ بوسه را لب جانان به جان کند حاشا که مشتری سر مویی زیان کند

=====================

تو را برای وفای تو دوست می دارم******وگرنه دلبر پیمانه شکن فراوان است

=====================

هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را


متن و شعر های زیبای عاشقانه  چاپ
تاریخ : جمعه 21 آبان ماه سال 1389
گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم
گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند
گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم

------------------------------

رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود
با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی
و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند
و...و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی
به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد
وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید
بانوی دریای من...
کاش قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت
کاش توی جاده های زندگی خنده هم از گریه سبقت می گرفت.
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 19:48  توسط دنیا  | 

من تو او

من تو او


من به مدرسه میرفتم تا درس بخوانم
تو به مدرسه میرفتی به تو گفته بودند باید دکتر شوی
او هم به مدرسه میرفت اما نمی دانست چرا

من پول تو جیبی ام را هفتگی از پدرم میگرفتم
تو پول تو جیبی نمی گرفتی همیشه پول در خانه ی شما دم دست بود
او هر روز بعد از مدزسه کنار خیابان آدامس میفروخت

معلم گفته بود انشا بنویسید
موضوع این بود علم بهتر است یا ثروت

من نوشته بودم علم بهتر است
مادرم می گفت با علم می توان به ثروت رسید
تو نوشته بودی علم بهتر است
شاید پدرت گفته بود تو از ثروت بی نیازی
او اما انشا ننوشته بود برگه ی او سفید بود
خودکارش روز قبل تمام شده بود

معلم آن روز او را تنبیه کرد
بقیه بچه ها به او خندیدند
آن روز او برای تمام نداشته هایش گریه کرد
هیچ کس نفهمید که او چقدر احساس حقارت کرد
خوب معلم نمی دانست او پول خرید یک خودکار را نداشته
شاید معلم هم نمی دانست ثروت وعلم
گاهی به هم گره می خورند
گاهی نمی شود بی ثروت از علم چیزی نوشت

من در خانه ای بزرگ می شدم که بهار
توی حیاطش بوی پیچ امین الدوله می آمد
تو در خانه ای بزرگ می شدی که شب ها در آن
بوی دسته گل هایی می پیچید که پدرت برای مادرت می خرید
او اما در خانه ای بزرگ می شد که در و دیوارش
بوی سیگار و تریاکی را می داد که پدرش می کشید

سال های آخر دبیرستان بود
باید آماده می شدیم برای ساختن آینده

من باید بیشتر درس می خواندم دنبال کلاس های تقویتی بودم
تو تحصیل در دانشگا های خارج از کشور برایت آینده ی بهتری را رقم می زد
او اما نه انگیزه داشت نه پول درس را رها کرد دنبال کار می گشت

روزنا مه چاپ شده بود
هر کس دنبال چیزی در روزنامه می گشت

من رفتم روزنامه بخرم که اسمم را در صفحه ی قبولی های کنکور جستجو کنم
تو رفتی روزنامه بخری تا دنبال آگهی اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردی
او اما نامش در روزنامه بود روز قبل در یک نزاع خیابانی کسی را کشته بود

من آن روز خوشحال تر از آن بودم
که بخواهم به این فکر کنم که کسی کسی را کشته است
تو آن روز هم مثل همیشه بعد از دیدن عکس های روزنامه
آن را به به کناری انداختی
او اما آنجا بود در بین صفحات روزنامه
برای اولین بار بود در زندگی اش
که این همه به او توجه شده بود !!!!

چند سال گذشت
وقت گرفتن نتایج بود

من منتظر گرفتن مدارک دانشگاهی ام بودم
تو می خواستی با مدرک پزشکی ات برگردی همان آرزوی دیرینه ی پدرت
او اما هر روز منتظر شنیدن صدور حکم اعدامش بود

وقت قضاوت بود
جامعه ی ما همیشه قضاوت می کند

من خوشحال بودم که که مرا تحسین می کنند
تو به خود می بالیدی که جامعه ات به تو افتخار می کند
او شرمسار بود که سرزنش و نفرینش می کنند

زندگی ادامه دارد
هیچ وقت پایان نمی گیرد

من موفقم من میگویم نتیجه ی تلاش خودم است!!!
تو خیلی موفقی تو میگویی نتیجه ی پشت کار خودت است!!!
او اما زیر مشتی خاک است مردم گفتند مقصر خودش است !!!!

من , تو , او
هیچگاه در کنار هم نبودیم
هیچگاه یکدیگر را نشناختیم

اما من و تو اگر به جای او بودیم
آخر داستان چگونه بود؟؟؟

هر روز از کنار مردمانی میگذریم که یا من اند یا تو و یا او
و به راستی نه موفقیت های من به تمامی از آن من است و نه تقصیرهای او همگی از آن او
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 19:46  توسط دنیا  | 

حرفای عشقولی

عاقبت از دست عشق تو خاك كليسا ميشوم مي كشم دست از مسلماني و مسيحا ميشوم انقدر بنشينم در كشتي عشقت روز و شب يا به عشقت ميرسم يا غرق دريا ميشوم

 
khoshbakht tariiin khoshtip tariiin saadatmand tariin va ziba tarin adame to donya to....to....to....nisti balke on kesiye ke toro daree

 
to donya 4 chizo dost daraam 1. to asemon khodaro 2. to zamin khodamo 3. to khodam

ghalbamo 4.to ghalbam toro

دلم میسوزه واسه نامه هایی که هیچ وقت پست نشدند و رو طاقچه اتاق ،مثل همیشه توی تب انتظار سوختند....... دلم می سوزه واسه لحظه هایی که با هم بودیم... ولی از هم نگفتیم و نگفتیم.... دلم می سوزه واسه گل هایی که می شد به هم ببخشیم و بعد از مرگ نثار هم نکنیم..... دلم می سوزه واسه دل هایی که

 
عشق یعنی بیستون کندن به دست عشق یعنی زاهد اما بت پرست عشق یعنی همچو من دریا شدن عشق یعنی قطره و دریا شدن عشق یعنی یک شقایق غرق خون عشق یعنی درد و محنت در درون عشق یعنی یک تبلور یک سرود عشق یعنی یک سلام و یک درود عشق یعنی ,سوز نی , آه شبان عشق یعنی معنی رنگین کمان عشق یعنی شاعری دل سوخته عشق یعنی آتشی افروخته عشق یعنی با گلی گفتن سخن عشق یعنی خون لاله بر چمن عشق یعنی شعله بر خرمن زدن عشق یعنی رسم دل بر هم زدن عشق یعنی یک تیمم,یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز

 
شايد زندگي آن جشني نباشد كه آرزويش را داشتي اما حال كه به آن دعوت شده اي تا ميتواني زيبا برقص!!!!

 
daram...dooset daram...dooset daram...dooset daram...dooset daram...dooset daram...dooset daram....dooset daram....dooset daram....dooset daram......dooset daram....dooset daram...dooset daram...dooset daram...dooset daram...dooset daram....dooset daram...dooset daram..dooset daram...dooset daram..dooset daram..dooset daram..dooset daram..dooset daram...doset daram...dooset daram..dooset daram..dooset daram...dooset daram..dooset daram..dooset daram...dooset daram...dooset daram..dooset daram...................................................... ...........................................................................................................! ye vaght to bekhodet nagiri!.....inaro neveshtam ke sorate taypam bere bala

 
?.................................................... ...........................HA?......................................................Ha?.................................................... ...........................HA?......................................................Ha?.................................................... ..........................HA?......................................................ghol morad dare off chek mikon

 
جاده ي خوشبختي در دست تعميره ! دور بزن برگرد اين اسمش تقديره

 
عاشقت خواهم ماندبي آنکه بدانی دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم درد دل خواهم کرد بي هيچ کلامي گوش خواهم داد بي هيچ سخني درآغوشت خواهم گريست بي آنکه حس کني درتو ذوب خواهم شد بي هيچ حرارتي اينگونه شايد احساسم نميرد

 
خوش به حال اسمون که هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره...... به کسي توجه نمي کنه..... از کسي خجالت نمي کشه..... مي باره و مي باره......انقدر مي باره تا ابي بشه.....افتابي شه.....!!!کاش....کاش مي شد مثل اسمون بود....کاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره افتابي شي.....بعدش هم انگار نه انگار که بارشي بوده!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 19:40  توسط دنیا  | 

آیا میدانستید که طولانی ترین لباس عروس دنیا به طول ۱۰ متر است ؟

آیا میدانستید که
روز تولد شما حداقل با ۹ میلیون نفر دیگر یکی است ؟

آیا میدانستید که
جلیقه ضد گلوله، ضد آتش، برف‌پاک‌کن شیشه و چاپگرهای لیزری را زنان اختراع کردند ؟

آیا میدانستید که
تمامی خرس‌های قطبی چپ ‌دست هستند ؟

آیا میدانستید که
فیل ها تنها جانورانی هستند که قادر به پریدن نیستند ؟

آیا میدانستید که
بطور متوسط، مردم آنقدر از عنکبوتها میترسند که نمیتوانند آنها را بکشند ؟

آیا میدانستید که
مورچه همیشه بر روی سمت راست بدن خود سقوط میکند ؟

آیا میدانستید که
صندلی الکتریکی توسط یک دندانپزشک اختراع شد ؟

آیا میدانستید که
استفاده از هدفون در هر ساعت باکتریهای موجود در گوش را تا ۷۰۰ برابر افزایش میدهد ؟

آیا میدانستید که
نظیر اثرانگشت، اثر زبان هر شخص نیز متفاوت است ؟

آیا میدانستید که
زنان تقریبا ۲ برابر مردان چشمک می‌زنند ؟

آیا میدانستید که
انسان‌های راست دست به طور میانگین ۹ سال بیش از چپ دست‌ها عمر می‌کنند ؟

آیا میدانستید که
لئوناردوداوینچی قیچی را اختراع کرد ؟

آیا میدانستید که
هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمی‌شود ؟

آیا میدانستید که
مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشی به پهلوی راست می‌افتند ؟

آیا میدانستید که
هر انسانی در طول زندگی‌اش به طور میانگین ۸ عنکبوت را در حال خواب می‌خورد ؟

آیا میدانستید که
گربه ماهی بیش از ۲۷۰۰۰ عضو چشایی دارد ؟

آیا میدانستید که
کشتی ملکه الیزابت دوم بابت هر گالون سوخت فقط ۱۵ متر حرکت می‌کند ؟

آیا میدانستید که
بهترین سایت تفریحی و سرگرمی راد اس ام اس دات کام است ؟

آیا میدانستید که
هر آمریکایی به طور میانگین ۲ کارت اعتباری دارد ؟

آیا میدانستید که
حشراتی مانند مورچه و زنیور هم دیکتاتوری دارند ؟

آیا میدانستید که
اگر اکسیژن هوا بیشتر بود حشرات بزرگتر و یک سنجاقک به اندازه یک شاهین میشد ؟

آیا میدانستید که
سریع ترین جت دنیا دارای سرعت ۳۶۰۰ کیلومتر است ؟

آیا میدانستید که
خطر ابتلا به آنفلوانزای مرغی ۱ بر ۱۰۰ میلیون میباشد ؟

آیا میدانستید که
دروان حاملگی کرگدن به ۴۹۰ روز است ؟

30 نکته ی بسیار جالب به عنوان اطلاعات عمومی

1. داوینچی همزمان با یک دست می نوشت و با یک دست نقاشی می کرد !


2. هیتلر از مکان های بسته وحشت داشت !


3. مار می تواند تا نیم ساعت بعد از قطع شدن سرش نیش بزند !


4. هر انسان تا 8 دقیقه بعد از قطع گردنش هنوز به هوش است !


5. اغلب مارها 6 ردیف دندان دارند !


6. وقتی به خورشید نگاه می کنید 8 دقیقه قبل از آن را مشاهده می کنید !


7. قلب میگو در سر آن واقع است !


8. ظروف پلاستیکی تقریبا 50 هزار سال در برابر تجزیه مقاومند !


9. حدود 250 نفر از محققان ناسا ایرانی هستند و رئیس کامپیوتر ناسا یک ایرانی است !


10. دانشمندان دریافته اند مورچه ها هم مانند انسان ها صبح ها خمیازه می کشند !


11. حس بویایی مورچه با سگ برابری می کند !


12. آیا می دانستید تصمیم بر این بود که کوکا کولا به عنوان دارو استفاده شود !


13. با 30 گرم طلا می توان نخی به طول 81 کیلومتر درست کرد !


14. فنلاند از 170 هزار و 585 جزیره تشکیل شده است !


15. زمین در آغاز پیدایش 2000 بار بزرگتر از حجم کنونی اش بود !


16. در زبان عربی برای کلمه شمشیر 850 واژه مختلف وجود دارد !


17. گرانترین کفش دنیا 1 میلیارد و 700 میلیون تومان است !


18. برای تخمین زدن حشره های روی زمین کافیست به ازای هر انسان 200 میلیون حشره ریز و درشت در نظر بگیریم !


19. کوسه با شنیدن ضربان قلب طعمه خود آن را پیدا می کند !


20. فیل تنها حیوانی است که نمی تواند بپرد !


21. قلب وال در هر دقیقه فقط 9 بار می زند !


22. ایرانیان در انگلیس ثروتمندترین قشر هستند حتی ثروتمندتر از ملکه الیزابت !


23. در سال 1380 تعداد گوسفندان زلاندنو 44 میلیون راس اعلام شد در حالی که جمعیت این کشور 4 میلیون نفر بود !


24. قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است !


25. جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند !


26. مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است که تلویزیون می بینید !


27. 90% سم مار از پروتئین تشکیل شده است !


28. چشم انسان معادل یک دوربین 135 مگا پیکسل عمل می کند !


29. آب دریا بهترین ماسک صورت است !


30. سرعت عطسه یک انسان برابر است با 160 کیلومتر در ساعت !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 19:38  توسط دنیا  | 

رفاقت

کشتی در طوفان شکست و غرق شد .فقط دو مرد توانستند به سوی جزیره ی کوچک و بی آب و علفی شنا کنند و نجات یابند. دو نجات یافته دیدند هیچ کاری نمی توانند بکنند با خود گفتند بهتر است از خدا کمک بخواهیم.
دست به دعا شدند.
برای اینکه ببینند دعای کدام بهتر مستجاب می شود هر کدام به گوشه ای از جزیره رفتند نخست از خدا غذا خواستند . فردا مرد اول درختی یافت و میوه ای بر ان.
ان را خورد. سرزمین مرد دوم چیزی برای خوردن نبود . هفته ی بعد مرد اول از خدا همسر و همدم خواست.
فردا کشتی دیگری غرق شد و زنی نجات یافت
و به مرد رسید. انسو، مرد دوم کسی را نداشت . دست آخر مرد اول از خدا کشتی خواست تا او و همسرش را با خود ببرد فردا کشتی امد و در سمت او لنگر انداخت.
مرد خواست بدون مرد دوم به همراه همسرش از جزیره برود . پیش خود گفت مرد حتما شایستگی نعمت ها
ی الهی را ندارد چرا که به درخواست های او پاسخ داده نشده پس همینجا بماند بهتر است.
زمان حرکت کشتی ندایی از اسمان رسید :"چرا همسفر خود را در جزیره رها می کنی ؟" مرد پاسخ داد : این نعمت هایی را که بدست اورده ام همه مال خودم است همه را خودم درخواست کرده ام . درخواست های او که پذیرفته نشد پس لیاقت این چیزها را ندارد.
ندای اسمانی مرد را سرزنش کرد:"اشتباه می کنی زمانی که تنها خواسته ی او را اجابت کردم این نعمت ها به تو رسید."
مرد با حیرت پرسید:از تو چه خواست که باید مدیون او باشم؟
ندا امد:از من خواست که تمام خواسته های تو را اجابت کنم ...
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 19:31  توسط دنیا  | 

قاصدک

ساکت‌ و ساده‌ و سبک‌ بود؛ قاصدکی‌ که‌ داشت‌ می‌رفت.
فرشته‌ای‌ به‌ او رسید وچیزی‌ گفت.
قاصدک‌ بی‌تاب‌ شد و هزار بار چرخید و چرخید و چرخید.
قاصدک‌ رو به‌فرشته‌ کرد و گفت: اما شانه‌های‌ من‌ ظریف‌ است.
زیر بار این‌ خبر می‌شکند.
من‌نازک‌تر از آنم‌ که‌ پیامی‌ این‌ چنین‌ بزرگ‌ را با خود ببرم.
فرشته‌ گفت: درست‌است، آن‌ چه‌ تو باید بر دوش‌ بکشی‌ ناممکن‌ است‌ و سنگین؛
حتی‌ برای‌ کوه. اما تومی‌توانی، زیرا قرار است‌ بی‌قرار باشی.
فرشته‌ گفت: فراموش‌ نکن. نام‌ تو قاصدک‌ است‌ و هر قاصدکی‌ یک‌ پیام رسان .
آن‌وقت‌ فرشته‌ خبر را به‌ قاصدک‌ داد و رفت‌ و قاصدک‌ ماند
و خبری‌ دشوار که‌ بوی‌ازل‌ و ابد می‌داد.
حالا هزاران‌ سال‌ است‌ که‌ قاصدک می‌رود،
می‌چرخد و می‌رود،
می‌رقصد و می‌رود وهمه‌ می‌دانند که‌ او با خود خبری‌ داد.
دیروز قاصدکی‌ به‌ حوالی‌ پنجره‌ات‌آمده‌ بود.
خبری‌ آورده‌ بود و تو یادت‌ رفته‌ بود که‌ هر قاصدکی‌ یک‌ پیام آور است.
پنجره‌ بسته‌ بود، تو نشنیدی‌ و او رد شد.
اما اگر باز هم‌ قاصدکی‌ را دیدی،دیگر نگذار که‌ بی‌خبر بگذارد و برود.
از او بپرس‌ چه‌ بود آن‌ خبری‌ که‌ روزی‌فرشته‌ای‌ به‌ او گفت‌ و او این‌ همه‌ بی‌قرار شد

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 19:26  توسط دنیا  | 

عاشقانه

روزگاری در جزیره ای زیبا تمام حواس زندگی می کردند . شادی ، غم ، غرور ، عشق و ...

روزی خبر رسید که به زودی جزیره به زیر آب خواهد رفت پس همه ی ساکنین جزیره قایق هایشان را مرمت کردند و جزیره را ترک کردند . اما عشق مایل بود تا آخرین لحظه باقی بماند چرا که او عاشق جزیره بود .

وقتی جزیره به زیر آب فرو می رفت عشق از ثروت که با قایق با شکوهش جزیره را ترک می کرد کمک خواست و به او گفت : آیا می توانم با تو همسفر شوم ؟ ثروت گفت : نه من مقدار زیادی طلا و نقره داخل قایقم دارم و دیگر جائی برای تو نیست .

پس عشق از غرور که با یک کرجی زیبا راهی مکان امنی بود کمک خواست و گفت : لطفا کمک کن و مرا با خود ببر غرور گفت : نمی توانم تمام بدنت خیس و کثیف شده و قایق مرا کثیف می کنی .

غم در کنار عشق بود پس عشق به او گفت : اجازه بده تا من با تو بیایم .
غم با صدائی حزن آلود گفت : آه عشق ! من خیلی غمگین هستم و احتیاج به تنهائی دارم . پس عشق این بار به سراغ شادی رفت و او را صدا زد . اما او آنقدر غرق در شادی و هیجان بود که حتی صدای عشق را نشنید .

ناگهان صدائی شنید : بیا عشق … من تو را خواهم برد . عشق آنقدر خوشحال شد که حتی فراموش کرد نام یاریگرش را بپرسد و سریع خود را داخل قایق انداخت و جزیره را ترک کرد . وقتی به خشکی رسیدند پیرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد که چقدر به پیرمرد بدهکار است چرا که او جان عشق را نجات داده بود . عشق از علم پرسید : او که بود؟ و علم پاسخ داد : زمان .

عشق گفت: زمان ؟ اما چرا به من کمک کرد ؟
علم لبخندی خردمندانه زد و گفت : زیرا تنها زمان است که قادر به درک عظمت عشق است..........
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1390ساعت 0:13  توسط دنیا  | 

 

عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.bahar22.com

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 23:35  توسط دنیا  | 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 22:57  توسط دنیا  | 

چشمای مغرورش هیچوقت از یادم نمیره .

رنگ چشاش آبی بود .


رنگ آسمونی که ظهر تابستون داره . داغ داغ…


وقتی موهای طلاییشو شونه می کرد دوست داشتم دستامو زیر

 موهاش بگیرم


مبادا که یه تار مو از سرش کم بشه .


دوستش داشتم .


لباش همیشه سرخ بود .


مثل گل سرخ حیاط . مثل یه غنچه …


وقتی می خندید و دندونای سفیدش بیرون می زد اونقدرمعصوم و

 دوست داشتنی می شد که اشک توی چشمام جمع میشد.


دوست داشتم فقط بهش نگاه کنم .


دیوونم کرده بود .


اونم دیوونه بود .


مثل بچه ها هر کاری می خواست می کرد .


دوست داشت من به لباش روژ لب بمالم .


می دونست وقتی نگام می کنه دستام می لرزه .


اونوقت دور لباش هم قرمز می شد .


بعد می خندید . می خندید و…


منم اشک تو چشام جمع میشد .


صدای خنده اش آهنگ خاصی داشت .


قدش یه کم از من کوتاه تر بود .


وقتی می خواست بوسش کنم ٫


چشماشو میبست ٫


سرشو بالا می گرفت ٫


لباشو غنچه می کرد ٫


دستاشو پشت سرش می گرفت و منتظر می موند .


من نگاش می کردم .


اونقدر نگاش می کردم تا چشاشو باز می کرد .


تا می خواست لباشو باز کنه و حرفی بزنه ٫


لبامو می ذاشتم روی لبش .


داغ بود .


وقتی می گم داغ بود یعنی خیلی داغ بود .


می سوختم .


همه تنم می سوخت .


دوست داشت لباشو گاز بگیرم .


من دلم نمیومد .


اون لبامو گاز می گرفت .


چشاش مثل یه چشمه زلال بود ٫صاف و ساده …


وقتی در گوشش آروم زمزمه می کردم : دوستت دارم

٫
نخودی می خندید و گوشمو لیس می زد .


شبا سرشو می ذاشت رو سینمو صدای قلبمو گوش می داد .


من هم موهاشو نوازش میکردم .


عطر موهاش هیچوقت از یادم نمیره .


شبای زمستون آغوشش از هر جایی گرم تر بود .


دوست داشت وقتی بغلش می کردم فشارش بدم ٫


لباشو می ذاشت روی بازوم و می مکید٫


جاش که قرمز می شد می گفت :


هر وقت دلت برام تنگ شد٫ اینجا رو بوس کن .


منم روزی صد بار بازومو بوس می کردم .


تا یک هفته جاش می موند .


معاشقه من و اون همیشه طولانی بود .


تموم زندگیمون معاشقه بود .


نقطه نقطه بدنش برام تازه گی داشت .


همیشه بعد از اینکه کلی برام میرقصید و خسته می شد ٫


میومد و روی پام میشست .


سینه هاش آروم بالا و پایین می رفت .


دستمو می گرفت و می ذاشت روی قلبش ٫


می گفت : میدونی قلبم چی می گه ؟


می گفتم : نه


می گفت : میگه لاو لاو ٫ لاو لاو …


بعد می خندید . می خندید ….


منم اشک تو چشام جمع می شد .


اندامش اونقدر متناسب بود که هر دختری حسرتشو بخوره .


وقتی لخت جلوم وامیستاد ٫ صدای قلبمو می شنیدم .


با شیطنت نگام می کرد .


پستی و بلندی های بدنش بی نظیر بود .


مثل مجسمه مرمر ونوس .


تا نزدیکش می شدم از دستم فرار می کرد .


مثل بچه ها .


قایم می شد ٫ جیغ می زد ٫ می پرید ٫ می خندید …


وقتی می گرفتمش گازم می گرفت .


بعد یهو آروم می شد .


به چشام نگاه می کرد .


اصلا حالی به حالیم می کرد .


دیوونه دیوونه …


چشاشو می بست و لباشو میاورد جلو .


لباش همیشه شیرین بود .


مثل عسل …


بیشتر شبا تا صبح بیدار بودم .


نمی خواستم این فرصت ها رو از دست بدم .


می خواستم فقط نگاش کنم .


هیچ چیزبرام مهم نبود .


فقط اون …


من می دونستم (( بهار )) سرطان داره .


خودش نمی دونست .


نمی خواستم شادیشو ازش بگیرم .


تا اینکه بلاخره بعد از یکسال سرطان علایم خودشو نشون داد .


بهار پژمرد .


هیچکس حال منو نمی فهمید .


دو هفته کنارش بودم و اشک می ریختم .


یه روز صبح از خواب بیدار شد ٫


دستموگرفت ٫


آروم برد روی قلبش ٫


گفت : می دونی قلبم چی می گه؟


بعد چشاشو بست.


تنش سرد بود .


دستمو روی سینه اش فشار دادم .


هیچ تپشی نبود .


داد زدم :

 

 خدا …


بهارمرده بود .


من هیچی نفهمیدم .


ولو شدم رو زمین .


هیچی نفهمیدم .


هیچکس نمی فهمه من چی میگم .


هنوز صدای خنده هاش تو گوشم می پیچه ٫


هنوزم اشک توی چ

 

شام جمع می شه ٫


هنوزم دیوونه ام.

خیال نکن که بی خیال از تو و روزگارتم ....

به فکرتم....

به یادتم

زنده به انتظارتم ....

تمام زندگيم را دلتنگي پر کرده است...

دلتنگي از کسي که دوستش داشتم و عميق ترين درد ها و رنجهاي عالم را در رگهايم جاري کرد !
 

درد هايي که کابوس شبها و حقيقت روزهايم شد٬ دوری از تو حسرتي

 عميق به قلبم آويخت و پوست تن کودک عشقم را با تاولهاي دردناک داغ ستم پوشاند .

دلتنگی براي کسي که فرصت اندکي براي خواستنش ٬ براي داشتنش داشتم.

دلتنگي از مرزهايي که دورم کشيدند و مرا وادار کردند به دست خويش از کساني که دوستشان دارم کنده شوم .

در انسوي مرزها دوست داشتن گناه است ٬ حق من نيست ٬ به اتش

گناهي که عشق در آن سهمی داشت مرا بسوزانند 
 

رنجي انچنان زندگي مرا پر کرده است٬ آنچنان دستهاي مرا از پشت

 بسته است٬ آنچنان قدمهاي مرا زنجير کرده است که نفسهايم نيز از

 ميان زنجير ها به درد عبور مي کنند . . 
 

دوست داشتن تو چنان تاوان سنگيني داشت که براي همه عمر بايد

آنرا بپردازم ... و من این تاوان سنگین را با جان و دل پذیرا شدم .


همه عمر ٬ داغ تو بر پيشاني و دلم نشسته است و مرا می سوزاند .

تو نمايش زندگي مرا چنان در هم پيچيدي که هرگز از آن بيرون نيايم. . . آنقدر دلتنگ دوريش هستم .. آنقدر دلتنگ سرنوشت خويشم .. آنقدر دل آزرده عشق تو هستم که همه هستيم را خوره بي کسي و تنهايي مي جود . . .

به او نگاه مي کنم ٬ به او که چون بهشت بر من مي پيچد و پروازم مي دهد .

به او که لبهايش از اندوه من مي لرزند .

به او که دستهاي نيرومندش ٬عشقي که سالها پيش اجازه اش را از من گرفتند جرعه جرعه به من مي نوشاند . . . . .

به او که چشمهايش در عمق سياهي مي خندید و دنيايم را ستاره باران مي کرد.

به او که باورش کردم و دل به او باختم

به او که دلم مي خواهد در آغوشش چشمهايم را بر هم بگذارم و هرگز ٬ هرگز ٬هرگز به روي دنيا بازشان نکنم .
 

به او که تکه اي از قلب مرا با خود خواهد برد

به او که مرزهاي سرنوشت ٬ سالها پيش دوريش را از من رقم زده است. سراسر زندگيم را اندوهي پر کرده است که روزها و ماهها از اين سال به سال ديگر آنها را با خود مي کشم و ميدانم که زمان ٬ شايد زمان ٬ داغ مرا بهبود بخشد ولي هرگز فراموش نخواهم کرد که از پشت اين ديوار شيشه اي نگاهش چگونه عمق وجودم را لرزاند .

لبهايش لرزش لبهايم را نوشيد و دستانش ترس تنم را چيد و نفسهايش برگهاي رنگين خزان را به باران عاشقانه بهار سپرد .

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1390ساعت 22:34  توسط دنیا  | 

عکس عاشقانه

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 16:42  توسط دنیا  | 

smsعاشقانه

لیست وبلاگهای به روز شده

دوستتون دارم

آنگاه که ضربه های تیشه ی زندگی را بر ریشه ی آرزوهات حس می کنی بخاطر بیاور زیبایی های شهاب ها از شکستن دل ستارگان است.
daftareshghe.com
در زندگی مشو مدیون احساس کسی       تا نباشد رایگان عمرت گروگان کسی
daftareshghe.com
روزگار غریبیست نازنین. دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت می دارم… تو فریادی شو تا باران.وگرنه می برندت به مرداران
daftareshghe.com
آنان که رنگ پریدگی پائیز را دوست ندارند نمی دانند پائیز همان بهاریست که عاشق شده است…
daftareshghe.com
تو آن فرشته ای که وقتی در فصل بهار راه می روی برگ درختان انتظار پائیز را می کشند تا جای پاهایت را بوسه بزنند…
daftareshghe.com
مگذار گذشت در دلت گم بشود    مجذوب تلسم سیب و گندم بشود     مگذار زندگی به این شیرینی قربانی یک سوء تفاهم بشود         مجنون اگر از آتش لیلی سرخ است      یا لاله اگر به هر دلیلی سرخ است     شرح دل ما حیف
است که پنهان باشد     این صورت ما به ضرب سیلی سرخ است…
daftareshghe.com
فقط کسانی معنی دلتنگی رو می فهمند که طعم وابستگی رو چشیده باشند…

daftareshghe.com

هر کسی یه روزی میاد یه روزی میره، یکی با دلش میره، یکی با پاهاش، ولی مواظب باش کسی با پاهای خودش از دلت نره
daftareshghe.com
جاده خوشبختی در دست تعمیر است دور بزن این اسمش تقدیره                      
daftareshghe.com
هرگز برای عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که ماه را بر لبانت می نشاند
daftareshghe.com

یه ضرب المثل نمیدونم کجایی میگه که به هیچ کس به جز خودت و خرت اعتماد نکن منم به جز خودم و خودت به هیچ کس اعتماد نمیکنم
daftareshghe.com
هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببیننت و حسودیشون بشه که…… ماهشون مال منه
daftareshghe.com
زندگی تفسیر سه کلمه است : خندیدن …. بخشیدن …. و فراموش کردن …. پس…. بخند …. ببخش …. و فراموش کن
daftareshghe.com

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 16:29  توسط دنیا  | 

Download

 

Download

 

Download

 

Download

 

 

 
 
<< ابتدا < قبلی 1 2 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 2
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1390ساعت 16:1  توسط دنیا  |